تبلیغات
پایگاه 14 شهدا
جوانان انقلابی ، افسران ولایی
بر هم خوردن معادلات لیبرالیستی
ارسال در تاریخ دوشنبه 8 آذر 1395 توسط بسیج اسلام
در موسم اربعین  200 میلیون وعده غذایی تهیه می‌شود که همه از محل خیرین حاصل می‌شود.

 

حدود سه دهه از نظریه جنجالی فوکویاما مبنی بر پایان تاریخ گذشته است وی در سال 1992 کتابی با عنوان پایان تاریخ و آخرین انسان به رشته تحریر درآورد و در مقدمه‌اش این‌گونه نوشت:
" من استدلال می‌کنم که لیبرال دموکراسی می‌تواند نقطه پایان تکامل ایدئولوژیک بشر را بینان گذارد و شکل نهایی حکومت انسان باشد و به معنی پایان تاریخ است"
در این دیدگاه انواع مناسبات اجتماعی و روابط انسانی تابع مقاصد و منافع فردی است که ازاین‌رو مناسبات و روابط معنا و مفهوم ابزاری می‌یابند و تأمین منافع فردی در پرتو آزادی صورت می‌گیرد.

این نظریه شهروندان را به فردگرایی دعوت می‌کند و فضیلت خودخواهی را به آنان می‌آموزد.
در این تئوری یوتیلیتاریالیسم یا فلسفه سود خواهی هویدا می‌شود.
هابز از نظریه‌پردازان لیبرال دموکراسی معتقد است محرک‌های رفتارهای انسان منفعت شخص است.
هلوتیوس فلسفه اخلاق سودجویی را مطرح می‌کند و این‌گونه می‌گوید که محرک رفتار انسان میل به لذت و اجتناب از درد است.
اصل بنیادین این دیدگاه انسان را موجودی خردمند دانسته که با توجه به عقل خویش نیازی به هیچ نیروی بیرون از خود برای رسیدن به اهدافش نداشته و ندارد.

اگر هر کس منفعت شخصی خویش را خودخواهانه و با عقل خود جستجو کند سرانجام رفاه همگان تأمین می‎گردد.
اسپینوزا درجایی می‌گوید نیک همان چیز است که متضمن نفع  ماست. ژان بدن و به‌طورکلی لیبرال‎ها معتقدند حاکمیت نه از آن خدا که اساساً و بالاصاله از آن بشر است و به مخالفت با هر نوع اندیشه دینی در خصوص حاکمیت سیاسی می‎پردازند.
این گوشه‎ای از آراء و نظرات تئوریسین‎های دنیاست. ما در جهانی زندگی می‎کنیم که این ایده‎ها بر آن حکومت می‎کند و آن را بالاترین حد از شناخت انسان و بالاترین نوع تفکر می‎دانند. شکل نهایی حکومت انسانی برای دهکده جهانی را این‌گونه رقم می‎زنند و تکلیف تمام شهروندان را با اصالت سود و منفعت روشن می‎کنند.
آیا این گزاره‎ها در همه جای دنیا و در تمامی روابط انسان‌ها صدق می‌کند؟!

به این آمار دقت کنید:
•    در سال 2013 صد میلیون نفر طی مدت 2 ماه خودشان را به کنار رودخانه گنگ رساندند و این  مراسم را انجام دادند. البته بیشترین اجتماع در شهر الله‌آباد هند انجام می‌شود . این مراسم هر چهار سال یک‌بار اجرا می‌شود .در این مراسم، هندوها خود را در آب رودخانه گنگ شستشو می‌دهند با این باور که آب این رودخانه گناهان را می‌شوید. بر اساس اسطوره‌های هندو، در کومبه میلا پیروزی خدایان بر اهریمنان جشن گرفته می‌شود.
•    در سال 2015 اجتماع سه میلیون شیعه در مشهد ایران که در لحظه تحویل سال گرد هم می‎آیند.
•    اجتماع حج تمتع با رقمی نزدیک به 3 میلیون نفر را می‌توان به‌عنوان سومین اجتماع بزرگ بشری شناخت که همه‌ساله در عربستان و در شهر مکه برگزار می‌شود.

در نگاه اول آنچه خودنمایی می‌کند  این است که  انگیزه‌های معنوی و خداجویانه انسان‎ها، آن‌ها در محلی جمع می‌کند.
آنچه تحیر انسان را بیشتر می‌کند و تمام قواعد مادی را زیر پا می‌گذارد و تمدن انسانی که ساخته‌وپرداخته این ذهن بشری می‌باشد را زیر سؤال می‌برد و چه‌بسا گویا جهان را آماده تمدنی نوین کرده است راهپیمایی 20 میلیونی مردمانی به سمت عراق است.
باید کمی دقت در اخبار روزانه به این نتیجه می‎رسیم که این روزها نام عراق مصادف است با داعش و سربریدن و خشونت
کشور جنگ‎زده و فقیری که در آنجا نه خبری از ساختمان‎های سر به فلک کشیده و نه معماری‎های مدرن شگفت‌انگیز و نه هتل‌های گران‌قیمت و پنج ستاره!!!
در چنین کشوری با شرایط فوق، مردمی سه روز پیاده به سمت یکی از شهرهای عراق حرکت می‎کنند و نه دغدغه‌ای برای خواب دارند و نه نگرانی لقمه نانی برای خوردن.
در این دنیای تاریک که روشنفکران آن، مردم را، راحت‌طلبانی سود جود معنا کرده‌اند، این زائران، سه شبانه‌روز کدام راحتی و سود را معنا کرده‎اند که این‌گونه آواره بیابان‎ها شده‎اند؟!!!

دوباره به این اعداد و ارقام توجه بفرمایید:
•    20 میلیون انسان بزرگ‌ترین گردهمایی سالانه را رقم می‎زنند.
•    200 میلیون وعده غذایی تهیه می‌شود که همه از محل خیرین حاصل می‌شود. درحالی‌که تا قبل از این واقعه بزرگ‌ترین وعده غذایی مربوط به زلزله «هائیتی» می‌شد که وزارت دفاع آمریکا 40 میلیون غذا تهیه‌کرده بود.
•    طولانی‌ترین و بزرگ‌ترین سفره غذا در جهان که بزرگ‌ترین تعداد داوطلبان در یک مکان را به خود اختصاص داده است.
•    هزاران چادر که آشپزخانه‌های موقت هستند توسط روستائیان منطقه در کنار مسیر زائران برپا می‌شوند.  گردانندگان موکب‌ها(چادرها) جلوی زائران را می‌گیرند با آن‌ها راه می‌روند و از آن‌ها خواهش می‌کنند که دعوتشان را بپذیرند و از خدمات ویژه آن‌ها بهره ببرند که یکی از این خدمات ویژه، ماساژ دادن بدن زائران است.
و شگفت‌انگیزترین بخش ماجرا رایگان بودن تمام این اتفاقات است.

در این تاریکی‎ دنیا، این زائران به دنبال چه نوری هستند که این‌گونه معادلات دنیا را به هم زده‎اند؟ آن‌ها در این بیابان‌ها زن و مرد پیر و جوان عرب و عجم مسلمان و مسیحی و زردشتی شیعه و سنی با سختی و مشقت پای پیاده کدام سود و منفعت را جویا شده‎اند؟!
آنانی که خان و مان خویش را فروخته‎اند تا گردنانی در اختیار زائران قرار دهند راهی کدام نورند؟
گویا در گوشه‌ای از دنیای امروز سردمدار، اقلیتی، بزرگ‌ترین وقایع جهان را رقم‌زده‌اند و نگرشی نوین به جهان ارائه داده‌اند که در آن نه منفعت نه راحتی و نه آزادی و نه برهنگی معنا ندارد.
این زائران در ناامن‌ترین جای جهان دست‌به‌دست هم به‌سوی چه نیرویی رهسپارند که تئوریسین‌های جهان را به‌غلط واداشته‌اند؟
«حسین‌ابن‌علی»
نوری که هرگز خاموش نمی‌شود نوری که بعد از 1400 سال تاروپود همه تفکرات شبانه‌روزی بزرگ‌ترین اندیشمندان جهان را از همه شکافته است مردمی که برای رسیدن به حسین‌ابن‌علی از منفعت خود گذشته‌اند و دنیا تشنه این تمدن است.


دستور حضرت زهرا سلام الله علیها به عالم اهل سنت حنفی
ارسال در تاریخ جمعه 7 آبان 1395 توسط بسیج اسلام
دست بر سینه نهاده همه تعظیم کنید/ مادری دست به پهلو به حرم می‌آید

 

در منابع مختلفی از اهل سنت، گریه و عزاداری بر سید و سالار شهیدان، امری است که بزرگان این مذهب، به آن تاکید داشته‎اند. در این میان، برخی از احادیث و روایات و یا مکاشفاتی که منتسب به حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها به دلیل جایگاه رفیع این بانوی بزرگوار در میان مسلمانان، از اهمیت خاصی برخوردار است..
در این مقاله، به دو روایت به نقل از کتب برادران اهل سنت از مکاشفاتی که در آن حضرت زهرا سلام الله علیها به عزاداری بر فرزند شهیدشان سفارش می‎کنند اشاره می‎نماییم.

در بخشی از کتاب نشوار المحاضرة وأخبار المذاكرة آمده است:
....پدرم برایم نقل كرد كه روزی ابوالحسن كاتب (كرخی) بر ما وارد شد و گفت آیا در بغداد فردی به نام ابن اصدق می‎شناسید؟ در آن جلسه كسی غیر از من او را نمی‎شناخت، گفتم من او را می‎شناسم چه شده كه پیرامون او پرس و جو می‎كنی؟ ابوالحسن گفت : ابن اصدق چه كاری انجام می‎دهد؟ گفتم برای (امام) حسین علیه السلام نوحه خوانی می‎كند. در این هنگام ابوالحسن كرخی گریه كرد و گفت نزد من پیره‎زنی است كه پرورش من از كودكی به عهده او بوده ، وی از اهالی كرخ جدان است و زبانش از سخن گفتن با زبان عربی ناتوان است و نمی‎تواند یك كلمه عربی را به درستی بیان كند چه رسد به اینكه بخواهد شعری روایت كند ... نیمه‎های شب بیدار شد، محل خوابش نزدیك به محل خواب من است، فریاد زد ای ابوالحسن به نزد من بیا! گفتم چه شده؟ پیش او رفتم دیدم می‎لرزد،‌ گفتم چه اتفاقی برایت افتاده؟ گفت در خواب دیدم گویا در مقابل یكی از دوازه‎های كرخ هستم، اتاق تمیزی را دیدم كه (دیوارهایش) سفید و اندكی قرمز بود، درب آن باز بود و زنان دم درب ایستاده‎بودند، به آن‎ها گفتم چه كسی از دنیا رفته ؟ چه خبر است؟ آنها به داخل اتاق اشاره كردند، وارد شدم دیدم اتاقی در نهایت زیبایی است و در وسط آن بانویی جوان هستند كه نیكوتر و زیباتر از ایشان ندیده‎بودم، لباس زیبای سفید رنگی كه بلند بود به تن داشت و روی آن نیز روپوشی (شنل) كه فوق العاده سفید رنگ، پوشیده بود، در دامانش سر بریده‎ای بود كه خون از آن می‎جوشید.

عرضه داشتم شما چه كسی هستید؟ فرمود با تو كاری ندارم، من فاطمه دختر رسول خدا هستم و این سر فرزندم حسین (علیه السلام) است؛ از طرف من به ابن اصدق بگو این شعر را به عنوان نوحه (برای حسینم) بخواند. فرزند من مریض نبود (بر اثر بیماری از دنیا نرفت) این را سؤال كنید و قبل از این واقعه نیز بیمار نبود.

ابوالحسن به من گفت ای ابوالقاسم حال كه ابن‎اصدق را می‎شناسی، امانتداری كن و این خبر را به ابن اصدق برسان؛ من گفتم به خاطر امر سرور بانوان (به روی چشم) اطاعت می‎كنم. ابوالقاسم تنوخی در ادامه می‎گوید: این داستان در ماه شعبان بود ، مردم زمانی كه می‎خواستند به زیارت امام حسین علیه السلام بروند از حنبلی‎ها به شدت آزار می‎دیدند ، من آنقدر تلاش كردم كه بالاخره توانستم خودم را در شب نیمه شعبان به حائر حسینی برسانم. جویای ابن اصدق شدم تا اینكه او را دیدم. به او گفتم حضرت فاطمه سلام الله علیها به تو امر نموده‎اند كه قصیده‎ای را كه در آن بیت مذكور را به عنوان نوحه (برای امام حسین علیه السلام) بخوانی:
به ابن اصدق گفتم من قبل از این ماجرا این قصیده را بلد نبودم. حال ابن اصدق دگرگون شد. قضیه خواب را برای او و حاضران در جلسه به طور كامل نقل كردم، همگی به شدت گریه كردند و تمام شب با همین قصیده نوحه‎سرایی كردند. اول این قصیده این بیت است:
ای دو چشم اشك ببارید     و به شدت گریه كنید و خشك نشوید.
ابن العدیم می نویسد:
ابو الحسن كرخی از بزرگترین اصحاب ابوحنیفه است. (1)
در ادامه ی این روایت خواندن روایت پایین از یاقوت حموی جالب است:

خالع گفت در سال 346 من خردسال بودم، با پدرم به مجلس كبوذی محدث كه در مسجدی بین بازار كتاب فروشها و زرگرها منعقد مى‎شد، رفتیم، مجلس پر بود ، ناگهان مردى از راه رسید : قبائى پر وصله به تن داشت ، در یك دست مشك آب و انبان غذا و به دست دیگرش چوبدستى بود، با صدای بلند سلام كرد و گفت: من فرستاده فاطمه زهرا سلام الله علیها هستم. گفتند: خوش آمدى و او را گرامی داشتند. گفت: مى‎توانید احمد مزوق نوحه خوان را به من معرفى كنید ؟ گفتند : آرى همین است كه اینجا نشسته. گفت: خاتونم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را در خواب دیدم ، فرمود : راهى بغداد شو و احمد را بجوی و به او بگو كه برای فرزندم (حسین علیه السلام ) با شعر (علی بن عبدالله بن وصیف) ناشى نوحه سرائى كند ،

آنجا كه مى گوید:  
اى زادگان احمد! جگرم در ماتم شما از هم گسیخت آنچه در این ماتم بر دل من رسید، در مورد هیچ كسی شنیده نشده
 ناشى در آن مجلس حاضر بود، محكم به صورت خود زد، و به دنبال او احمد مزوق و سایرین همه لطمه بر صورت نواخته ، گریه را سر دادند. از همه بیشتر ناشى و بعد از او مزوق متأثر شده‎بودند ، بعد با این قصیده نوحه سرائى كردند تا ظهر شد و مجلس تمام شد و مردم پراكنده شدند. هر چه كوشش كردند كه آن مسافر از راه رسیده ، هدیه‎ای قبول كند، قبول نكرد. گفت: بخدا سوگند اگر تمام دنیا را به من بدهند ، نخواهم‎گرفت ، روا نمى‎دانم كه پیغام‎آور حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها باشم و در مقابل آن پول بگیرم ، فرستاده حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها رفت و چیزى نپذیرفت .(2)
جالب است نویسنده کتاب معجم الأدباء یاقوت حموی است که او را به دلیل نشست و برخواست با خوارج و نواصب، دارای عقاید ضدیت و دشمنی با امیرالمومنین دانسته اند.

در پایان باید گفت بر هر مرام و مسلکی که هستیم بر سر بریده مظلوم عطشان خون گریه میکنیم و در دفاع از برادران اهلسنتمان در برابر وهابیون سینه سپر کرده نخواهیم گذاشت برکت و فیض اشک و گریه و ناله بر اباعبدالله را از آنان بگیرند که گریه بر سبط مظلوم و عطشان رسول الله نه فقط برای انسان است که تمام عالمیان در این ماتم عزادارند.



فهرست منابع:
1-    نشوار المحاضرة وأخبار المذاكرة ، ج1 ، صص 396-397؛ بغیة الطلب فی تاریخ حلب، ج 6 ، صص 2654-265
2-    معجم الأدباء ، ج 4 ، صص 149-150.


زمان بر امتحان من و تو می‌گردد ...
ارسال در تاریخ دوشنبه 12 مهر 1395 توسط بسیج اسلام
عاشورا رخ داد تا ما بفهمیم شرط ظهور قائم این است که به انتظارش ایستاد و در راهش ایستادگی کرد نه این‎که گوشه‎ای ساکن و بی تحرک نشست و تنها نظاره‎گر بود

 
زمان بر امتحان من و تو می‌گردد تا ببیند که چون «صدای هل من ناصر» امام عشق برخیزد چه می‌کنیم.
(شهید مرتضی آوینی/ کتاب گنجینه آسمانی/صفحه 62)

با نو شدن هلال ماه قمری، دفتر تاریخ، دوباره از نو ورق می¬خورد و محرّم دیگری را برای ما زنده می¬کند تا صدای "هیهات من الذله"ی امام حسین(علیه¬السلام) را به گوش عالم برساند و همه بینند هنوز نسل برپاکنندگان عاشورا بر سر این دنیا، سایۀ فتنه و ذلت خود را  گسترانده¬اند و بر گلوی جهان پا گذاشته¬اند تا شهد شیرین عدالت از گلویش پایین نرود.

محرّم با آمدنش مسئولیت تمام منتظران منجی را سنگین می¬کند؛ چراکه این ماه با مقولۀ موعود عجین است و رنگ و بوی مهدوی دارد؛ و در جریان ظهور حضرت، نقش اساسی ایفا می¬کند. قیام امام شهید، باید به دست آخرین سلالۀ عصمت، به سرانجام برسد و حُسن ختام این حماسۀ خدایی باید به دست حضرت بقیه‌الله باشد تا به جهان ثابت کند مظلومیت، جزو جدانشدنی اهل‌بیت به¬خصوص حضرت اباعبدالله الحسین(علیه¬السلام) است.

مظلوم دیروز، مظلوم امروز

مظلومیت در زندگی اهل‌بیت(علیهم¬السلام) موروثی است که در سرشتشان نهادینه‌شده است؛ و آن‌هم به این دلیل است که در سرتاسر زندگی¬شان بر تمام مصیبت‌های وارده صبر پیشه کردند و دم از شِکوه نزدند؛ و در مقابل ذات احدیت سر تسلیم فرود آوردند؛ ولی مظلومیت امام حسین(علیه¬السلام¬) به حدّ اعلی خودش رسیده است که همۀ تاریخ بر این امر، صحه می¬گذارند و کل کائنات، بیرق مظلومیتش را به اهتزاز درمی¬آورند و در عزایش محزون هستند؛ حتی امام زمان(عج) در وصف جد بزرگوار خود می-فرماید:"سلام بر آن کشتۀ مظلوم"، "سلام بر آن مظلوم بی‌یاور"1.


امام مهدی(عج) به¬عنوان هادی امت و مُصلح جهان، خود نیز مظلوم¬ترین فرد عالم است و به ما ثابت می-کند که این ویژگی فقط برای امام سال61 (ه.ق) نیست؛ بلکه در سال 1438(ه.ق) هم حسینی دیگر وجود دارد که مظلومیتش بیشتر است زیرا زرق‌وبرق دنیا باعث شده است کمتر کسی به این موضوع فکر می-کند که جهان، صاحب¬الامر حقیقی خود را گم‌کرده است؛

اما تقدیر الهی بر این قرارگرفته است که عاشورا تنها یک‎بار آن‌هم در سال 61 هجری به وقوع بپیوندد تا خداوند به‌تمامی مردم جهان در هر عصر و تاریخ مخصوصا شیعیان نشان دهد تنها گذاشتن امام معصوم نتیجه جز به خاک و خون کشیده شدن او و وقوع بزرگ‎ترین جنایت کائنات را ندارد.
عاشورا رخ داد و امام حسین(ع) و یاران با وفای ایشان به فجیع‎ترین شکل ممکن به شهادت رسیدند تا این پیام را به ما مردمان آخرالزمان برسانند که:
«شرط ظهور قائم این است که به انتظارش ایستاد و در راهش ایستادگی کرد نه این‎که گوشه‎ای ساکن و بی تحرک نشست و تنها نظاره‎گر بود.»
امام حسین(ع) به شهادت رسید تا به ما منتظران بگوید:

«بیش از این‌که شما در انتظار منجی موعود باشید این امامتان است که در انتظار یاری شماست و این شمایید که با رفتار خود زمینه‎ساز ظهور و پیروزی نهایی حق خواهید بود.»

 اهمیت نقش منتظران حضرت بقیه‌الله الاعظم(عج) در زمینه‎سازی ظهور به¬گونه¬ای است که حضرت سید الشهداء در توصیه‎ای در عالم مکاشفه به یکی از علمای قم فرمودند:"مهدی ما در عصر خودش مظلوم است، تا می¬توانید دربارۀ مهدی(علیه¬السلام) سخن بگویید و قلم‌فرسایی کنید، آنچه که دربارۀ شخصیت این معصوم بگویید دربارۀ همۀ معصومین(علیهم¬السلام) گفته¬اید؛ چون حضرات معصومین همه در عصمت، ولایت و امامت یکی هستند  و چون عصر، عصر حضرت مهدی(علیه¬السلام) است سزاوار است که دربارۀ او مطالب گفته شود"؛ و در خاتمه فرمودند:"باز تأکید می¬کنم دربارۀ مهدی ما زیاد سخن بگویید و بنویسید، مهدی ما مظلوم است، بیش ازآنچه نوشته و گفته‌شده باید درباره¬اش نوشت و سخن گفت".(1)

و باز امام حسین(علیه¬السلام) در حدیثی دیگر با تأکید بر لزوم مقاومت و پایداری منتظران منجی در برابر فتنه‎های آخرالزمان و پاداش این مقاومت می¬فرماید:"دوازده هدایت‌کننده از ماست و نخستین آن‌ها امیرالمؤمنین(علیه¬السلام) و آخرین آن‌ها نهمین فرزند من است. او امامی است که برای حق قیام می¬کند. خدا توسط او زمین را پس‌ازآنکه مرده باشد، زنده می¬کند. دین با او آشکار می¬شود و آیین حق توسط او در سراسر جهان تحقق می¬یابد؛ گرچه خوشایند مشرکین نباشد. او را غیبتی است طولانی، گروهی به شک و تردید می¬افتند و گروهی دین‌دار، استوار و ثابت‌قدم می¬مانند. شک داران، ثابت‌قدمان را آزار می-رسانند و به آن‌ها می¬گویند: «اگر شما راست‌گو هستید، روز موعود کی فرامی‌رسد؟» و آنان که در زمان غیبت بر آزار و تکذیب شک داران، صابر و بردبار باشند همانند مجاهدانی هستند که در پیشگاه رسول‌الله(صل الله علیه و آله وسلم) جهاد می¬کنند".(2)

در پایان باید گفت رابطه میان امام حسین، منتظران موعود و امام زمانشان، رابطه عمیق و درهم‌تنیده‌ای است که می‎توان در این حدیث از امام عصر خلاصه کرد:

«من برای مؤمنی که مصیبت جد شهیدم را یادآور شود و سپس برای تعجیل فرج و تأیید من دعا نماید دعا می‎کنم»(3)
باشد که دعای پایان گریه‎ها و عزاداری‎های هرروز و هر شبمان این ذکر باشد:

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
ان‎شاءالله



فهرست منابع
1.    صحیفۀ مهدیه، ص 51
2.    کمال¬الدین، ج 1، ص 317/ عیون الاخبار، ج 1، ص 18/ بحار الانوار، ج 51، ص 133
3.    مکیال المکارم فى فوائد الدعاء للقائم


به مناسبت هفته دفاع مقدس ، وصیت نامه شهید همت
ارسال در تاریخ دوشنبه 5 مهر 1395 توسط بسیج اسلام

 شهید حاج محمد ابراهیم همت در دومین وصیت نامه بجامانده از خود نوشته است: خویشتن را در قفس محبوس می بینم و می خواهم از قفس به در آیم.سیمهای خاردار مانعند.من از دنیای ظاهر فریب مادیات و همه آنچه كه از خدا بازم می دارد متنفرم.

اولین وصیت نامه شهید همت:

به تاریخ 19/10/59 شمسی ساعت 10:10 شب چند سطری وصیت نامه می نویسم : هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غم‌زده غرق ستاره است ، مادر جان می دانی تو را بسیاردوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت.مادر، جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی می کشد و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند و شاید قرنها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است. مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده من بوده و هست.

اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهید برایم دعا کنند تا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد ؛ مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهای سازش کار و بی تفاوت و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گویند بسیارند. ای کاش به خود می آمدند. از طرف من به جوانان بگوئید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخیزید و اسلام را و خود را دریابید نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی شود نه شرقی - نه غربی؛ اسلامی که : اسلامی ... ای کاش ملتهای تحت فشار مثلث زور و زر و تزویر به خود می آمدند و آنها نیز پوزه استکبار را بر خاک می مالیدند.

مادر جان، جامعه ما انقلاب کرده و چندین سال طول می کشد تا بتواند کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بیرون ببرد ولی روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را می شناختند و نه باریش زحمت و رنجی متحمل شده اند از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد .

 پدر و مادر ؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم علی وار زیستن و علی وار شهید شدن, حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم شهادت در قاموس اسلام كاری‌ترین ضربات را بر پیكر ظلم، جور،شرك و الحاد می‌زند و خواهد زد. ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است ولی چاره ای نیست اینها سد راه انقلاب اسلامیند ؛ پس سد راه اسلام باید برداشته شودند تا راه تکامل طی شود مادر جان به خدا قسم اگر گریه کنی و به خاطر من گریه کنی اصلا از تو راضی نخواهم بود. زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار ( اللهم ارزقنی توفیق الشهادة فی سبیلک) .
و السلام؛

محمد ابراهیم همت  


دومین وصیت نامه شهید همت:

به نام خدا
نامی كه هرگز از وجودم دور نیست و پیوسته با یادش آرزوی وصالش را در سر داشتم.
سلام بر حسین(ع) سالار شهیدان اسوه و اسطوره بشریت.
مادر گرامی و همسر مهربانم پدر و برادران عزیزم!

درود خدا بر شما باد كه هرگز مانع حركتم در راه خدا نشدید.چقدر شماها صبورید.خودتان می دانید كه من چقدر به شهیدان عشق می ورزیدم غنچه هایی كه(كبوترانی كه)همیشه در حال پرواز به سوی ملكوت اعلایند.الگو و اسوه هایی كه معتقد به دادن جان برای گرفتن بقا (بقا و حیات ابدی)و نزدیكی با خدای چرا كه «ان الله اشتری من المومنین».

من نیز در پوست خود نمی گنجم.گمشده ای دارم و خویشتن را در قفس محبوس می بینم و می خواهم از قفس به در آیم.سیمهای خاردار مانعند.من از دنیای ظاهر فریب مادیات و همه آنچه كه از خدا بازم می دارد متنفرم(هوای نفس شیطان درون و خالص نشدن)
در طول جنگ برادرانی كه در عملیات شهید می شدند از قبل سیمایشان روحانی و نورانی می شد و هر بی طرفی احساس می كرد كه نوبت شهادت آن برادر فرا رسیده است.

عزیزانم!این بار دوم است كه وصیت نامه می نویسم ولی لیاقت ندارم و معلوم است كه هنوز در بند اسارتم هنوز خالص نشده ام و آلوده ام.
از شروع انقلاب در این راه افتادم و پس از پیروزی انقلاب نیز سپاه را پناهگاه خوبی برای مبارزه یافتم ابتدا در گیری با ضد انقلاب و خوانین در منطقه شهرضا (قمشه)و سمیرم سپس شركت در خوزستان و جریان كروهك ها در خرمشهر پس از آن سفر به سیستان و بلوچستان (چابهار و كنارك)و بعدا حركت به طرف كردستان دقیقا دو سال در كردستان هستم .مثل این است كه دیگر جنگ با من عجین شده است.
خداوند تا كنون لطف زیادی به این سراپا گنه كرده و توفیق مبارزه در راهش را نصیبم كرده است.اكنون من می روم با دنیایی انتظار انتظار وصال و رسیدن به معشوق.ای عزیزان من توجه كنید:

1-اگر خداوند فرزندی نصیبم كرد با اینكه نتوانستم در طول دورانی كه همسر انتخاب كردم حتی یك هفته خانه باشم دلم می خواهد او را علی وار تربیت كنید.

همسرم انسان فوق العاده ایست او صبور است و به زینب عشق می ورزد او از تربیت كردن صحیح فرزندم لذت خواهد برد چون راهش را پیدا كرده است .اگر پسر به دنیا آورد اسم او را مهدی و اگر دختر به دنیا آورد اسم او را مریم بگذارید.چون همسرم از این اسم خوشش می آید.

2-امام مظهر صفا پاكی و خلوص و دریایی از معرفت است .فرامین او را مو به مو اجرا كنید تا خداوند از شما راضی باشد زیرا او ولی فقیه است و در نزد خدا ارزش والایی دارد.

3-هر چه پول دارم اول بدهی مكه مرا به پیگیری سپاه تهران (ستاد مركزی)بدهید و بقیه را همسرم هر طور خواست خرج كند.

4-ملت ما ملت معجزه گر قرن است و من سفارشم به ملت تداوم بخشیدن به راه شهیدان و استعانت به درگاه خداوند است تا این انقلاب را به انقلاب حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وصل نماید و در این تلاش پیگیر مسلما نصر خدا شامل حال مومنین است.

5-از مادر و همه فامیل و همسرم اگر به خاطر من بی تابی كنند راضی نیستم.مرا به خدا بسپارید و صبور و شجاع باشید.

حقیر حاج همت 


روز بیست وچهارم ذی الحجّه روز مباهله
ارسال در تاریخ دوشنبه 5 مهر 1395 توسط بسیج اسلام
مباهله در اصل از «بَهل» به معنی رها کردن و برداشتن قید و بند از چیزی است. اما مباهله به معنای لعنت کردن یکدیگر و نفرین کردن است. کیفیت مباهله به این گونه است که افرادی که درباره مسئله مذهبی مهمی گفتگو دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغ گو را رسوا سازد و مجازات کند.

 

شرح مختصر واقعه مباهله

مباهله پیامبر با مسیحیان نجران، در روز بیست وچهارم ذی الحجّه سال دهم هجری اتفاق افتاد. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم طی نامه ای ساکنان مسیحی نجران را به آیین اسلام دعوت کرد. مردم نجران که حاضر به پذیرفتن اسلام نبودند نمایندگان خود را به مدینه فرستادند و پیامبر آنان را به امر خدا به مباهله دعوت کرد. وقتی هیئت نمایندگان نجران، وارستگی پیامبر را مشاهده کردند، از مباهله خودداری کردند. ایشان خواستند تا پیامبر اجازه دهد تحت حکومت اسلامی در آیین خود باقی بمانند.

 

موقعیت جغرافیایی

بخش با صفای نجران، با هفتاد دهکده تابع خود، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع اسلام این نقطه، تنها نقطه مسیحی نشین حجاز بود که مردم آن به عللی از بت پرستی دست کشیده و به آیین مسیح علیه السلام گرویده بودند.

 

دعوت به اسلام

پیامبر اکرم، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم برای گزاردن رسالت خویش و ابلاغ پیام الهی، به بسیاری از ممالک و کشورها نامه نوشت یا نماینده فرستاد تا ندای حق پرستی و یکتاپرستی را به گوش جهانیان برساند. هم چنین نامه ای به اسقف نجران، «ابوحارثه»، نوشت و طی آن نامه ساکنان نجران را به آیین اسلام دعوت فرمود.

 

نامه حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم به اسقف نجران

مشروح نامه پیامبر به اسقف نجران چنین بود: «به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب. [این نامه ایست] از محمد، پیامبر خدا، به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را ستایش می کنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا فرا می خوانم. شما را دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند درآیید و اگر دعوت مرا نپذیرفتید باید به حکومت اسلامی مالیات (جزیه) بپردازید [تا در برابر این مبلغ، از جان و مال شما دفاع کند] و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود».

 

عکس العمل نجرانی ها

نمایندگان پیامبر که حامل نامه دعوت به اسلام از جانب پیامبر بودند، وارد نجران شدند و نامه را به اسقف نجران دادند. او نیز شورایی تشکیل داد و با آنان به مشورت پرداخت. یکی از آنان که به عقل و درایت مشهور بود گفت: «ما بارها از پیشوایان خود شنیده ایم که روزی منصب نبوت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل انتقال خواهد یافت و هیچ بعید نیست که محمد ـ که از اولاد اسماعیل است ـ همان پیامبر موعود باشد». بنابراین شورا نظر داد که گروهی به عنوان هیئت نمایندگان نجران به مدینه بروند تا از نزدیک با محمد صلی الله علیه و آله وسلم تماس گرفته، دلایل نبوت او را بررسی کنند.

 

گفتگوی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم با هیئت نجرانی

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در مذاکره ای که با هیئت نجرانی در مدینه به انجام رسانید آنان را به پرستش خدای واحد دعوت کرد. امّا آنان بر ادعای خود اصرار داشتند و دلیل الوهیت مسیح را، تولد عیسی علیه السلام بدون واسطه پدر می دانستند. در این هنگام فرشته وحی نازل شد و این سخن خدا را بر قلب پیامبر جاری ساخت: «به درستی که مَثَل عیسی نزد خداوند مانند آدم است که خدا او را از خاک آفرید». در این آیه، خداوند، با بیان شباهت تولد حضرت عیسی علیه السلام و حضرت آدم علیه السلام ، یادآوری می کند که آدم را با قدرت بی پایان خود، بدون این که دارای پدر و مادری باشد، از خاک آفرید و اگر نداشتن پدر گواه این باشد که مسیح فرزند خداست، پس حضرت آدم برای این منصب شایسته تر است؛ زیرا او نه پدر داشت و نه مادر. اما با وجود گفتن این دلیل، آنان قانع نشدند و خداوند به پیامبر خود، دستور مباهله داد تا حقیقت آشکار و دروغ گو رسوا شود.


ادامه مطلب

عصر ظهور افق بی‌کرانه‌ای است که بشر از تصور آن عاجز است، و نزولِ رحمت است آن‌گونه که انسانیت تاکنون تجربه نکرده است، و کمالِ تعالی و رشد است در گونه‌ای که هنوز عقل بشریت به آنجا نرسیده است. پس هر چه بگوییم دورنمایی از یک بهشت نادیده است که فقط شنیده‌ایم و ایمان آورده‌ایم، و هر تصوری در ذهن بپروریم چشم‌اندازی از سرسبز آرزوهاست که تا محقق نشود لذت آن قابل احساس نخواهد بود

غدیر از آغاز خلقت تا ظهور و تا قیامت
عالَم با غدیر آغازشده و با غدیر ادامه دارد و با غدیر پایان می‌یابد، که همان محبت و ولایت محمد و آل محمدعلیهم السلام است، و بر همین اساس مهم‌ترین رسالت پیامبران ابلاغ پیام غدیر بوده است.
ما معتقدیم غدیر استمرار حلقه پیوند انسان با آفریدگار است که از روز اول بدان نیاز داشته و تا قیامت این روند ادامه دارد. غدیر پاسخ به منجی گرایی بشریت و پاسخ به درخواست «اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیمَ» انسان است. درواقع انسان رهروِ راه کمال است با برنامه مدوّنِ الهی، که در غدیر تکمیل شد و پیشوای هدایتگر آن در غدیر معرفی گردید.

خداوند منّان سه تعبیر درباره بعثت و غدیر و ظهور در قرآن آورده که این روند را به‌خوبی ترسیم می‌نماید: بعثت را منت خود بر خلق شمرده و فرموده:« لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَی المؤمنینَ اِذ بَعَثَ فیهِم رَسولاً(1)»؛ و غدیر را کمال دین خود اعلام کرده و فرموده: «الیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم»(2)؛ و ظهور را تابشِ نور الهی به‌حساب آورده و فرموده: «وَ اَشرَقَتِ الاَرضُ بِنورِ ربِّها»(3)


این جریان از آغاز خلقت تا بعثت و از بعثت تا غدیر، مسیر خود را طی کرد تا به دوران بعد از پیامبر صلی‌الله علیه واله رسید.
غدیر، پشتوانه‌ای است که در زمان ظهور خود را نشان خواهد داد آنجا که فرموده: «کَتَبَ اللَّهُ َلاَغلِبَنَّ اَنَا وَ رُسُلی»(4)
اکنون باید گفت: ظهور انتهای تفصیلی صراط مستقیمِ غدیر و تجلّی کاملِ تعالیِ بشر است. اسلام بدون غدیر و غدیر بدون ظهور متجلی نمی‌شود. آن کمالِ اعلام‌شده در دین و آن نعمتِ به اوج رسیده در ولایت و آن مُهرِ رضایت رب در غدیر، جز با ظهور عملی نخواهد شد.

امام غدیر در روز ظهور آن پیشوای هدایتگری است که رسالت جهانیِ ختم نبوت را بر عهده دارد. آن برنامه مدون الهی در غدیر به دست او در روزگار ظهور متجلی می‌گردد. اوج پیوندِ انسان با آفریدگار در عصر ظهور خود را نشان خواهد
آن روز بهترین بهره‌برداری از جهان هستی به دست امامی آگاه از جزئیات جهانِ خلقت محقق می‌شود. آن روز موجب واجبات که امامت است معنای عملی خود را نشان می‌دهد. آن روز مردم می‌فهمند که دیرزمانی است پاسخ به درخواست «اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیمَ»(5) را دریافت کرده بودند، ولی بدان توجه نداشتند.
سقیفه مانع غدیر تا ایام ظهور

برنامه الهی غدیر که به همه بشریت تقدیم شد و هدیه پروردگار به بندگانش بود، ضربه هولناکی را از سوی سقیفه تجربه کرد، که بدبختی بلکه نگون‌بختی واقعی را برای انسان‌ها به ارمغان آورد. با جمله «حَسبُنا کِتابُ اللَّهِ»(6) که به معنای کنار گذاشتن امامِ تعیین‌شده از سوی خداوند بود، طعم شیرینِ غدیر دررسیدن به آرزوهای بشر در کامشان تلخ شد.
واقعیت آن است که مردم چاره‌ای جز بازگشت به‌سوی غدیر ندارند، و ظهور برای همین هدف است.
ظهور با پیام غدیر

امام زمان علیه‌السلام با پیام غدیر بپا می‌خیزد و با پیام غدیر حرکت می‌نماید و با پیام غدیر به پایان می‌رساند. دو آیه تبلیغ و اکمال در این آیه به ظهور می‌رسد که «لَیَستَخلِفَنَّهُم فِی الاَرض»(7) از همین‌جا معلوم می‌گردد که دستور ابلاغ غدیر تا قیامت، به معنای بقاء و ادامه راه انبیا تا روز ظهور و بعدازآن تا قیامت است.

در عصر ظهور معلوم خواهد شد که مردم چقدر نیاز به غدیر داشتند و چه چیزی را پشت پا انداختند. هم تکلیف غدیر با انسان‌ها و هم تکلیف انسان‌ها با غدیر، در آن روز روشن خواهد شد؛ و امام زمان علیه‌السلام مردم را متوجه فراموشی و از دست دادن غدیر می‌نماید.
همه این‌ها ازآنجاست که در غدیر وعده ظهور داده‌شده، و وعده‌های روز ظهور هم اعلام‌شده که تحقق آن حتمی خواهد بود. سیمای موعود در بیست فراز از خطبه غدیر ترسیم‌شده که در عصر ظهور تحقق خواهد یافت. در غدیر دو حکومت با یک محور طراحی شد: علوی و مهدوی؛ که مردم قدر اوّلی را ندانستند، اما دومی را با زمینه‌هایی که غدیر برای پی‌ریزی حکومت واحد جهانی بر اساس عدالت به دست حضرت مهدی علیه‌السلام آماده کرده درک خواهند کرد.
و چه به‌جاست که بگوییم: غدیر از زمان وقوع تا ظهور به‌صورت گفتمان بوده، و در زمان ظهور گذشته از گفتمان به‌صورت اجرایی و عملی تحقق می‌یابد.
آثار غدیر در ایام ظهور

روزگار ظهور میعادگاه منتظران غدیر است، که قرن‌ها به دست سقیفه در خاک سیاه نشسته‌اند و چشم به دوردست‌های ظهور دوخته‌اند. حتی آنان که رفته‌اند زنده می‌شوند و بازمی‌گردند تا از شهد شیرین غدیر با حضور صاحب آن لذت ببرند و این حق آن‌هاست. آنچه این انتظار را به اشتیاق رسانده، آن است که هیچ‌کس جز دورنمایی از عصر ظهورِ غدیر نشنیده است؛ و شنیدن کی بود مانند دیدن و زیستن در سایه‌سار امام غدیر!

در یک نگاه کلی می‌توان گفت، همه جهاتی که برای نجات و سعادت همه ملت‌ها از همه رنگ و نژاد و زبان و در هر زمان و مکانی لازم است، در غدیر نهفته و در عصر ظهور تجلّی تمام‌عیار می‌یابد. در تبیین این سعادتمندی، دل نوشته‌ها و ناگفته‌های بسیاری را می‌توان بر زبان آورد

1-     اگر بگوییم حیات مادی و معنوی بشر تأمین خواهد شد، گزاف نگفته‌ایم.

2-    اگر بگوییم بشر در تعالی و رشد به اوج می‌رسد و نهایت قابلیت‌های خود را نشان می‌دهد، درست گفته‌ایم.

3-    اگر بگوییم بشر صراط مستقیم را پیدا می‌کند و از آن به‌سوی اهداف الهی حرکت می‌کند و از هر انحرافی مصون خواهد بود، به‌جا گفته‌ایم.

4-    اگر تعبیر کنیم که اسلام که اساس همه ادیان الهی است، در کامل‌ترین صورت خود متجلی خواهد شد، بیراهه نرفته‌ایم.

5-    اگر ادعا کنیم که شر و ظلم و فتنه در همه گونه‌های آن رنگ می‌بازد، و قبل از بهشتِ آخرت در این دنیا بهشت برقرار می‌شود، و همه موجودات با امنیت تمام‌عیار زندگی می‌کنند، عین حقیقت را بر زبان آورده‌ایم.

6-    اگر بگوییم: عصر ظهور روزگاری است که خداوند از بندگانش راضی می‌شود و این رضایت نهایت مطلوب از بشر است، ادعای درستی است.

7-    اگر ادعا کنیم امام غدیر در عصر ظهور بهترین شیوه بهره‌برداری از جهان هستی را به همه نشان خواهد داد، درست گفته‌ایم.

8-    اگر بگوییم: با زعامت امام معصوم علیه‌السلام نورانیت زمین را فرامی‌گیرد، و جهان نورباران می‌شود و همه موجودات به این نورانیت افتخار خواهند کرد، سخن درستی است.

بر دل‌ها مانده تا عصر مهدوی که وعده پروردگار است تحقق یابد و همه زمین یکپارچه غدیر شود.

به امید آن روز...

فهرست منابع:
1-     آل عمران:164.
2-    مائده: 3.
3-    زمر:69
4-    مجادله:21.
5-    حمد:6.
6-    امالی شیخ مفید:ص36.
7-    نور:55.



طبقه بندی: ولایت امیرالمؤمنین علی (ع)، 
ده دلیلی که وهابیت را از اهل سنت و اسلام خارج می‌کند
ارسال در تاریخ یکشنبه 4 مهر 1395 توسط بسیج اسلام
کنفرانسی با عنوان «تعیین هویت اهل سنت» که در پایتخت «چچن» برگزار شد، وهابیت را از لیست اهل سنت خارج کرد.

 روزنامه "الاخبار" لبنان در مقاله ای به قلم "علی الدیری" نوشت: کنفرانسی با عنوان «تعیین هویت اهل سنت» که در پایتخت «چچن» برگزار شد، وهابیت را از لیست اهل سنت خارج کرد. از زمان صدور این بیانیه،  دستگاه تبلیغات دربار سعودی احساس می کند برای نخستین بار از همان جام زهر کشنده ای می آشامد که خود به دیگران می نوشاند، یعنی همان زهر محرومیت و تکفیر.

به گمان من «علمای ارشد عربستان سعودی» باید در دلایلی که وهابیت را از اهل سنت جدا می کند، تأملی کرده تا نسخه ای میانه رو تر را ارائه دهند. دلایلی که باید مورد نقد و بررسی قرار گیرند، همان ده دلیلی هستند که «محد بن عبد الوهاب» برای تشخیص تکفیر تعیین کرد.

«شیخ صالح فوزان»، عضو دائمی کمیته صدور فتوی، در کتاب خود در فصلی با عنوان «خدای وحشیگری وهابی» این نقایض را مورد بررسی قرار داده و کارکرد سیاسی آنها را در تأسیس دولت نخست سعودی تبیین می کند.

«فوزان» نواقض را بدین شرح معرفی می کند: « نواقض اسلام همان مفسدات و مبطلات آن هستند، هرکه اسلام آورد و به یگانگی خداوند و نبوت پیامبر (ص) شهادت داد، اسلام او با یکی از این نواقض باطل شده و خواه یا ناخواه کافر شمرده می باشد».

ده عامل اساسی نقض اسلام وجود دارد که به عنوان مقدمه کفر به شمار می آیند و بر اساس آنها حکم کفر و ارتداد فرد مسلمان انطباق می یابد. این مقدمات هرگز مورد نقد داخلی قرار نگرفته و مرز تمایز میان آنها با دیگر مسلمانان اهل سنت است. این مقدمات فقط نزد وهابیت وجود دارد و تا حد تکفیر مسلمانان اهل سنت مانند اشاعره، صوفیه و بسیاری از علمای حنبلی پیش می رود.

ده ناقضی که نزد وهابیت موجب خروج از اسلام و حالت کفر می شود:

ناقض نخست: زیارت قبور و تبرک جستن به آنها. این ناقض، بهانه شرعی برای حمله به کربلا در سال 1802 را به دست داد. این حمله مورد تایید اهل سنت قرار نگرفت اما وهابیت همچنان آن را مبارک دانسته و جزء اعمال امر به معروف و نهی از منکر به شمار می آورد.

ناقض دوم: اعتقاد به شفاعت اولیا، حال آنکه اهل سنت به شفاعت فرشتگان و انبیاء و افراد صالح در روز قیامت اعتقاد دارند.

ناقض سوم: درست شمردن مذهب مشرکین و دعوت به نزدیکی بین ادیان و گفت و گوی بین آنها کفر است. مسلمان باید این ادیان را باطل شمرده و با آنان مجادله کند. این در حالی است که هیچ مسلمانی دعوت به گفت و گو و تقریب بین مذاهب را کفر و ارتداد به شمار نمی آورد.

ناقض چهارم: تحسین قوانین دنیوی و وضعی و اولویت آنها. دعوت به دولت مدنی به مفهوم ترجیح غیر هدایت پیامبر و رد قانون الهی و کفر است.

ناقض پنجم: نفرت و یا اکراه کسی نسبت به احکام و یا معاملات شرعی

ناقض ششم: کوچکترین تمسخری نسبت به پیامبر (ص) و یا سنت، صحابه و احکام ایشان مبین کفر است. در ادبیات وهابیت، حوزه مفهومی استهزاء بسیار گسترده است و مانند آن نزد اهل سنت وجود ندارد.

ناقض هفتم: بازی های سیرک و سرگرم کننده و بازی های جادوئی زیرا جزء جادو و جنبل هستند.

ناقض هشتم: اظهار دوستی با کفار و یا تقلید و تبعیت از آنها و یا شرکت در مراسم جشن اعیاد آنها مانند عید کریسمس.

ناقض نهم: اعتقاد به تاریخی بودن دین و احکام دین و امکان عدم التزام به آنها در حال حاضر.

ناقض دهم: : روی گردانی از فراگیری دین و تفقه در آن که این امر بر شیعیان، صوفیان و مذاهب دیگر انطباق دارد.

بر اساس «محمد بن عبدالوهاب»، هیچ تفاوتی بین تمام این نواقض، شوخی و جدی و ترس آن وجود ندارد. زیرا تمام آنها درهای جهنم هستند؛ در آخرت به قدرت خداوند و در دنیا به قدرت وهابیت و دولتی که دهها نویسنده و سیاسی و اندیشمند را زندانی کرده است. تمام این نواقض مرز تمایز میان فرقه وهابیت و مذهب تسنن است. باید قاعده «خون در برابر خون و تخریب در برابر تخریب» برآمده از اندیشه «عبدالوهاب» حذف و اندیشه فکر در برابر فکر جایگزین آن شود تا نسخه جدیدی عاری از خون و خشونت ارائه شده و این نسخه خونین از انتصاب به اهل سنت مبرا گردد.


منبع: شبستان




طبقه بندی: بیداری اسلامی، 
بعد دو سال دوباره آمدیم
ارسال در تاریخ سه شنبه 16 شهریور 1395 توسط بسیج اسلام
بسم الله الرحمن الرحیم

بایه تیم جدید اومدیم تا این سایتو زنده کنیم
منتظر خبرها و مطالب خوب باشید

یاعلی


بررسی علل ضعف دینداری در جوانان قسمت اول
ارسال در تاریخ سه شنبه 25 آذر 1393 توسط بسیج اسلام

جوانان احساس می‌کنند دین یعنی آنچه که دیندارن بدان عمل می‌کنند، غافل از اینکه دین مجموعه قوانین خداست ولی دیندارن انسانهایی هستند که بدان عمل می‌کنند و احتمال خطا در ایشان است.

انتقاد به وضع موجود از روحیات نسل جوان است و با همین روحیه و انرژی مثبت و آرمانخواهی است که دست به اعمال خارق‌العاده می‌زنند تا ناممکن‌ها را ممکن کنند. این انتقاد در حوزه‌های متعدد دلایل متفاوتی می‌تواند داشته باشد، در این مقال سعی بر آن است تا به برخی از علل نارضایتی جوانان از دین یا به تعبیر بهتر متدینین اشاره شود. 

بی‌شک عبارت دین‌گریزی برازنده نسل جوان ما نیست نسلی که بارها و بارها پایبندی خود به قوانین دین مبین را نشان داده و در عمل مجری قوانین اسلام بوده است. ( بقیه در ادامه طلب )



ادامه مطلب
طبقه بندی: تحلیل و نقد، 
برچسب ها: دینداری جوانان، دین در جامعه، منافقین، ضد دین،
تحریم های جدید ظرف ۱۰ ماه گذشته!
ارسال در تاریخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط بسیج اسلام

روزنامه کیهان در ستون اخبار ویژه امروز دوشنبه خود نوشت:

«محاسبه تعداد تحریم‌هایی که اشخاص حقیقی و حقوقی ایرانی یا شرکت‌های طرف معامله با ایران اعمال شده، از تداوم استفاده قدرت‌های بزرگ از فشار تحریم اقتصادی بر ایران خبر می‌دهد.»

وبسایت شرق با انتشار این تحلیل خاطرنشان کرد طی یک سال گذشته و پس از توافق ژنو بیش از 100 تحریم جدید علیه ایران اعمال شده است.

در توافق ژنو درباره توقف تحریم‌ها احکام ذیل ذکر شده بود: «هیچ تحریم جدیدی از طرف شورای امنیت سازمان ملل بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران وضع نمی‌شود.»، «هیچ تحریم جدیدی از طرف اتحادیه اروپا بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران وضع نمی‌شود.»، «دولت آمریکا، با همکاری مستمر و ایفای نقش متناسب رئیس‌جمهور و کنگره، مانع اعمال تحریم‌های جدید علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران خواهد شد». با این حال، عملکرد آمریکا و متحدانش طی یک سال سپری شده از توافق ژنو، نشان می‌دهد برخلاف ادعاهایی که پس از توافق ژنو در داخل کشور به عنوان یک امتیاز بزرگ و تاریخی مطرح می‌شد، ماشین تحریم علیه ایران متوقف نشد.

مشرق می‌نویسد: براساس بررسی‌های انجام شده طی حدود یک سال پس از توافق ژنو نزدیک به 100 مورد تحریم جدید از سوی آمریکا و اروپا علیه شرکت‌ها، بانک‌ها و افراد با ادعای ارتباط با برنامه هسته‌ای ایران اعمال شده است.

فهرست تحریم‌های اعمال شده به شرح زیر است:

- 8 آذر 92، تحریم اتحادیه اروپا علیه 17 شرکت ایرانی

- 21 آذر 92، تحریم 4 شرکت خارجی و 5 نهاد ایرانی از سوی آمریکا

- 4 بهمن 92، وضع جریمه 152 میلیون دلاری به بانک کلیراستریم آلمان از سوی آمریکا

- 8 بهمن 92، جریمه بانک روسی «بانک ماسکوا» از سوی آمریکا

- 17 بهمن 92، تحریم 18 شرکت و 14 فرد ایرانی از سوی آمریکا

- 17 بهمن 92، تحریم یک شهروند تبعه ترکیه از سوی آمریکا

-17 بهمن 92، تحریم چند تن از اعضای سپاه پاسداران از سوی آمریکا

- 9 اردیبهشت 93، تحریم 8 شرکت چینی و 2 شرکت در دبی از سوی آمریکا

- 19 تیر93، درخواست جریمه 500 میلیون دلاری از کومرتس بانک، دومین بانک بزرگ آلمان از سوی آمریکا

- 22 تیر 93، جریمه 8 میلیارد و 900 میلیون دلاری بانک فرانسوی بی‌ان‌پی پاریباس از سوی آمریکا

- 7 شهریور 1393، تحریم بیش از 25 فرد و شرکت ایرانی و غیرایرانی از سوی آمریکا

-16 مهر 93، اصرار اتحادیه اروپا بر تداوم تحریم شرکت ملی نفتکش ایران

- 29 مهر 93، ممنوعیت سرمایه‌گذاری در نفت و انرژی در ایران از سوی کنگره ایالتی پنسیلوانیای آمریکا

- 15 آبان 93، منع پرداخت هزینه استفاده از خدمات پروازی و عبور از مسیر هوایی ایران توسط شرکت‌های هوایی غیر آمریکایی از طریق موسسات مالی آمریکایی

- 17 آبان 93، تحریم سه موسسه بانکی، آموزشی و یک سرمایه‌دار ایرانی از سوی اتحادیه اروپا

- 23 آبان 93، تحریم مجدد دانشگاه شریف و شرکت سورینت از سوی انگلستان

لازم به یادآوری است رهبر معظم انقلاب در دیدار 22 مرداد امسال خود با مسئولان وزارت امورخارجه و سفرا و رؤسای نمایندگی‌های ایران در خارج از کشور طی سخنانی فرمودند: «در یک سال اخیر به خاطر مسائل حساس هسته‌ای و تجربه‌ای که مطرح شد انجام بشود، بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماس‌ها، نشست‌ها و مذاکراتی داشته باشند... آمریکایی‌ها نه تنها دشمنی‌ها را کم نکردند بلکه تحریم‌ها را هم افزایش دادند! البته می‌گویند این تحریم‌ها، جدید نیست اما در واقع جدید است...»




طبقه بندی: اخبار سیاسی، 
برچسب ها: مذاکرات نهایی، مذاکرات شکست، مذاکرات هسته ای، تحریم های جدید، ظریف، اشتون، کری،
مولفه‌های هویتی و ویژگی‌های بسیج
ارسال در تاریخ یکشنبه 2 آذر 1393 توسط بسیج اسلام

بازتعریف هویت بسیج و بسیجی و تعمق و تدبر در فهم آن یکی از ضروری‌ترین نیازها و وظایف امروز نسل امروز بسیج در دهه چهارم انقلاب اسلامی است که بدون توجه به آن بسیج در معرض تهدید خطرات و آفات جدی قرار خواهد گرفت. بی‌شک از آنجا که بسیج فرزند عزیز و صالح رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) و شاگرد خلف ایشان حضرت آیت الله العظمی امام خامنه‌ای است، برای رسیدن به شناختی حقیقی از معنای بسیجی و مولفه‌ها و شاخصه‌های هویت بسیجی، باید به سراغ آراء و نظرات ایشان رفت و کلامشان را مرور نمود. در این نوشتار برخی از این شاخصه ها و مولفه‌ها ازکلام رهبر معظم انقلاب اسلامی اقتباس گردیده که می‌تواند چراغ راه بسیجیان باشد.

1- (بسیج یعنی:) حركت عظیم ملت ایران، همراه با آگاهی؛

2- (بسیج یعنی:)احساس آمیخته‌ی با عقلانیت؛

3- (بسیج یعنی:)حركت و عمل آمیخته‌ی با مبنای فكری؛

4- (بسیج یعنی:)عملگرایی همراه با آرمان‌گرایی

5- (بسیج یعنی:) دیدن افق‌های دوردست؛

(اینها مجموعه‌یی است كه ذهنیت و هویت بسیج را تشكیل می‌دهد.)[1]

بقیه در ادامه مطلب .....



ادامه مطلب
طبقه بندی: تحلیل و نقد، 
برچسب ها: هفته بسیج، امام خامنه ای، امام خمینی، رهبری، مقام معظم رهبری، بسیجی، بسیج،
بسیج؛ یادگار ماندگار امام خمینی(ره)
ارسال در تاریخ جمعه 30 آبان 1393 توسط بسیج اسلام

بسیج ماندگارترین یادگار بنیانگذار انقلاب اسلامی و میراث پربركت امام خمینی (ره) است و تشكیل بسیج با پیام نورانی آن پیر سفركرده بدون تردید از معجزات الهی و الهامات غیبی بوده است. 

اندیشه شكل‌گیری بسیج را امام خمینی(ره) قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مطرح كردند. امام(ره) معتقد بودند اگر تفكر مردم در یك جهت قرار گرفته و همسو شود، با دست خالی كارهای بزرگ را می‌توان انجام داد و آن چیزی كه می‌تواند تفكر مردم را همسو و هم‌جهت كند و خواسته‌های مردم را متعالی سازد اسلام و دین خداست و این افراد را به صورت عمومی می‌شود در جهت دین اسلامی متشكل و هم‌جهت كرد. همین تفكر امام(ره) قبل از پیروزی انقلاب آرام آرام مردم را همسو و متحد كرد و علیه رژیم ستمشاهی به پا خاستند.

حضرت امام(ره) از نجف پیام می‌فرستادند و مردم چون سخنان امام(ره) را الهی تلقی می‌كردند كه منافع شخصی در آن وجود ندارد بسیج شدند و امام توانست با دست خالی رژیم شاه را ساقط و نظام اسلامی را برپا كند، و این مفهوم بسیج است. ( بقیه در ادامه مطلب )



ادامه مطلب
طبقه بندی: تحلیل و نقد، 
برچسب ها: امام خمینی، امام خامنه ای، تاسیس بسیج، هفته بسیج، بسیج جهان اسلام، بسیجی،
کلاف سردرگم مدیریت وزارت علوم
ارسال در تاریخ شنبه 24 آبان 1393 توسط بسیج اسلام

انتخاب وزیر علوم و فن آوری به یکی از مناقشات مهم مجلس و دولت بدل گردیده است و در حالی که قریب به دو ماه از آغاز سال تحصیلی جدید دانشگاه‌ها می‌گذرد، هنوز وزیری برای تدبیر امور این وزارتخانه تعیین نشده است. گزینه‌‌های معرفی شده نیز نتوانسته‌اند آراء مورد نیاز را از مجلس کسب نمایند و از رفتن به وزارتخانه مذکور باز مانده‌اند.

آخرین نمونه از واکنش مجلسیان به نامزد معرفی شده دولت برای تصدی وزارت علوم در جلسه رای اعتماد به آقای نیلی احمدآبادی تجلی یافت و نشان داد که این واگرایی و عدم تفاهم متاسفانه روبه افزایش است و فاصله دولت و مجلس در این داستان بیشتر شده است. کسب تنها 79 رای موافق در برابر 160 رای مخالف و 7 رای ممتنع حکایت از آن داشت که علی‌رغم برشمردن مطالبات و انتظارات مجلس، دولت افرادی را برای این سمت معرفی می‌کند که حتی همفکران خود در مجلس را نیز برای دادن رای مثبت اقناع نکرده است! و بیش از دو سوم مجلسیان متفاوت از دولت می‌اندیشند و این در حالی است که برخی از وزرای همین دولت با حمایت مطلق و بالاترین رای در تاریخ انقلاب توانسته‌اند به وزارت برسند. و جالب آن است که این اتفاق در مجلسی می‌افتد که بخشی از نمایندگان آن برای اعلام صریح همفکری با دولت سودای شکل دادن به فراکسیون اعتدال را در سر می‌پرورانند! ( بقیه در ادامه مطلب )



ادامه مطلب
طبقه بندی: تحلیل و نقد، 
برچسب ها: وزارت علوم، افراطیون، فراکسیون اعتدال، خط قرمز نظام، فتنه،
نقش طلایی سردار قاسم سلیمانی
ارسال در تاریخ پنجشنبه 24 مهر 1393 توسط بسیج اسلام

روزنامه انگلیسی «گاردین» طی گزارشی در زمینه «راهبردهای جدید ایران در نمایش تصاویر سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس ایران» نوشت: حضور سردار سلیمانی در عراق حکایت از راهبرد جدید ایران در عراق و گسترش موقعیت بین‌المللی خود دارد.

روزنامه گاردین در این گزارش با اشاره به موقعیت سنجی ایران در نمایش تصاویر از فرمانده ارشد سپاه پاسداران نوشت: تصاویر حرفه‌ای ایران از سردار سلیمانی در عراق بخشی از برنامه‌های این کشور در نمایش حمایت از ارتش عراق در نبرد علیه نیروهای داعش است. ( بقیه در ادامه مطلب )



ادامه مطلب
طبقه بندی: اخبار سیاسی، 
برچسب ها: قاسم سلیمانی، داعش، سردار سلیمانی، دینا اسفندیاری، ایران و آمریکا،
(تعداد کل صفحات:24)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

صفحه اول آرشیو مطالب پست الكترونیك
تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به جوانان انقلابی افسران ولایی می باشد.
_blank/div div class=mainbg