تبلیغات
پایگاه 14 شهدا
جوانان انقلابی ، افسران ولایی
شیوه های دفاع حضرت فاطمه زهرا (س) از امامت و ولایت
ارسال در تاریخ یکشنبه 24 بهمن 1395 توسط بسیج اسلام
چکیده
بر طبق اعتقادات مذهب تشیع ولایت و امامت در جامعه اسلامی یکی از اصول مهم و غیرقابل انکار در دین اسلام است. براین اساس همه ائمه معصومین (علیهم السلام) در دوران زندگی خود با توجه به شرایط ویژه حاکم بر آن دوران به تلاش در جهت بر پایی حکومت عدل الهی به رهبری امام معصوم پرداخته اند و تمام تلاش خود را در این راه مصروف داشته اند تا آنجا که جان خود را نیز در راه از دست دادند.
حضرت زهرا (علیها السلام) نیز به عنوان کسی که در دامان تعالیم و احکام والای اسلام همواره در پیشگاه پیامبر اسلام و امام علی (علیه السلام) رشد یافته بودند، با ملاحظه غصب خلافت و خطری که اسلام را تهدید می کرد از راههای مختلف وارد شده، از شیوه هایی استفاده نمودند تا به دفاع از کیان امامت و ولایت بپردازند.  
این شیوه ها را می توان در 2 بخش اصلی بیان نمود:
بخش اول: شامل سخنانی که ایشان در دفاع از امامت و ولایت وبرای روشنگری و آگاه کردن مردم بیان فرموده اند؛ و بخش دوم شامل دیگر شیوه های مبارزاتی ایشان می باشد.
در این مقاله به بررسی بخش دوم در 6 محور  پرداخته شده است:
1- استفاده از امكان سوگواری بر پیامبر 2- مطالبه کردن فدک 3- رفتن به خانه های مهاجر و انصار و روشنگری در مورد آن استفاده از موقعیت حسنین (ع) 4- گذشت از جسم و جان (آسیب های جسمانی) 5- قهر و غضب بر غاصبان حکومت 6- وصیت به دفن مخفیانه.
مقدمه
اسلام، مکتب ولایت الهی و ولایت پذیری است. تا آنجا که توحید را پذیرش ولایت خداوند در تمام شئون زندگی تعریف کرده اند. در مکتب تشیع نیز یکی از مهم ترین اصول؛ اصل امامت می باشد امام باقر (علیه السلام) در حدیثی چنین می فرمایند: «بنی الاسلام علی خمس، علی الصلاه و الزكاه و الصوم و الحج و الولایه و لم یناد شیء كما نودی بالولایه» اسلام روی پنج پایه نهاده شده: نماز و روزه و زكات و حج و ولایت. و به چیزی مانند ولایت فریاد زده نشده.
با این توصیف روشن است که زمانی در جامعه اسلامی ولایت خداوند به طور کامل و شایسته با اجرای دستورات اسلام نمود پیدا می کند که حکومت جامعه اسلامی به دست افرادی سپرده شود که از طرف خداوند منصوب شده و دارای ویژگی های خاصی چون علم غیب و عصمت می باشند.
پس در دین اسلام رهبر جامعه نه توسط مردم بلکه توسط خداوند انتخاب می گردد، پیامبر بزرگ اسلام با علم به همین مسئله ،از همان روزهای آغازین دعوت الهی خویش بحث خلافت و جانشینی خود را مطرح نموده، آن را متعلق به امام علی (علیه السلام) دانستند و بارها آن را تکرار و تأکید کردند تا در نهایت در روز غدیر بار دیگر آن را به طور کامل برای تعداد کثیری از مسلمانان مطرح نمودند.
با آن همه تأکید پیامبر مکرم اسلام، پس از وفات ایشان جریانات غاصبی حق حکومت امام علی (علیه السلام) را غصب نمودند وبا فشار فراوان، اهانت ها و زورگویی ها، قصد گرفتن بیعت از امام علی (علیه السلام) را داشتند. اینجا بود که دخت نبی مکرم، بانوی بزرگ اسلام، با تمام وجود وارد عرصه دفاع از ولی زمان خویش می شود و از راههای گوناگون در جهت انجام وظیفه خویش تلاش می کند.
این مقاله بر آن است تا «شیوه های دفاع حضرت زهرا از ولایت و امامت» را مورد تبیین قرار دهد و به این پرسش اصلی پاسخ دهد که تلاشهای بانوی بزرگ اسلام برای دفاع از امامت و ولایت بجز سخنان ایشان از چه راههای دیگری بوده است؟
این مقاله به روش توصیفی- تبیینی و با استفاده از روش گردآوری اطلاعات و به شیوه کتابخانه ای به این مسئله پرداخته است.
شیوه های دفاع حضرت زهرا از امامت و ولایت به شرح زیر می باشد:  در ادامه مطلب


ادامه مطلب
اقسام یوگا
ارسال در تاریخ یکشنبه 24 بهمن 1395 توسط بسیج اسلام
یوگایی که در حال حاضر بیش از سایر اقسام یوگا در میان مردم جهان و ایران رواج دارد، قسم پنجم یوگا یا همان راجا یوگا است که پاتاجلی در کتاب «یوگا سوترا» آن را مدوّن نمود.

از دیگر مسائلی که پیرامون عرفان یوگا مطرح می‌شود، اقسام آن است. همانطور که در یادداشت‌های پیشین بیان شد، ریاضت که در آیین هندو از آن با عنوان یوگا یاد می‌گردد، در طول تاریخ فراز و نشیب‌های بسیاری را به خود دیده و یوگیان (اساتید و بزرگان یوگا) همواره تلاش کرده‌اند تا آیین خود را مطابق با نیازهای دوران خود تغییر دهند. همین مسئله موجب شده تا اقسام مختلفی از یوگا پدید آید.
محقّقین با در نظر گرفتن اقسام و أشکال مختلف یوگا، تقسیمات متفاوتی را نسبت به این عرفان عرضه کرده‌اند که یکی از معروفترین و متداول‌ترین آن‌ها، تقسیم‌بندی پنج‌گانه یوگا است که بر مبنای آن، اقسام یوگا عبارتند از (*):
1. هاتا یوگا (یوگای ریاضت): این طریقت از یوگا که در برخی موارد از آن با عنوان «یوگای یگانگی با آفریدگار» یاد می‌شود، مدّعی است که تلاش دارد تا از راه ممارست در تمارین جسمانی، تغییر و تحوّلاتی را در بدن پدید آورده و آن را رو به سلامتی سوق دهد. بر مبنای این نوع از یوگا، انسان از راه کنترل بدن و سیطره بر خواهش‌های نفسانی خود می‌تواند نیروهای مادّی خود را به نیروهای معنوی تبدیل کند! زیرا درخواست‌ها و تمایلات درونی انسان سراسر پست و سخیف بوده و او را از توجّه به خدا باز می‌دارد. افراد معتقد به این قسم از یوگا سعی می‌کنند تا از طریق انجام ریاضت‌های راهبانه و پرهیز از خوردن و آشامیدن و لذّات بردن، بر تن خود افسار نهاده و آن را رام خود سازند. بسیاری از هندوهایی که اقداماتی از قبیل نشستن بر روی میخ یا زنده ماندن با یک دانه بادام را انجام می‌دهند، یوگی‌های این قسم از یوگا به حساب می‌آیند.
2. کارما یوگا (یوگای خدمت): این شیوه از یوگا را «یوگای ایثار» و «یوگای أعمال خوب» نیز می‌نامند. این قسم از یوگا در تلاش است تا از طریق «رفتارهای بشردوستانه»، «بازرسی مداوم نفس» و «خودشناسی» فرد را به مرتبه بالاتری برساند. پیروان این نوع از یوگا پس از انجام کارهای شایسته تلاش می‌کنند تا کار خود را از ذهن خارج ساخته و دعا می‌کنند که همه شایستگی‌های بدست آمده از این عمل خوب بدان‌ها نرسد و به نوعی ثواب أعمال خود را نیز به دیگران می‌بخشند.
3. بکتی یوگا (یوگای عشق): در این قسم از یوگا، تلاش می‌شود تا فرد از طریق ستایش ایشوارا (خدای مورد پذیرش یوگا یا همان شیوا) یا یکی از خدایان و انجام اموری چون خواندن دعا، نواختن موسیقی و خواندن شعر برای وی، میان فرد و ایشوارا ارتباط برقرار شود.
4. جنانه یوگا (یوگای دانش): این نوع از یوگا که به «یوگای شناخت» و «یوگای روشن‌بینی و بصیرت» معروف است، از پیروان خویش می‌خواهد تا پیوسته متون مقدّس را بخوانند و با دقّت در مضامین و معانی متون، حجاب‌های ناآگاهی را از بین ببرند.
5. راجا یوگا (یوگای مراقبه): این نوع از یوگا که به «یوگای شاهی» نیز معروف است، در صدد مهار و کنترل ذهن برای رسیدن به حالت آرامش و اتّحاد با ایشوارا است. در واقع، راجا یوگا مدّعی است که به انسان اجازه می‌دهد تسلّط روزافزون و مستمری بر عناصر مختلف ماهیّت خود، به ویژه جسم، پیدا کرده و اراده‌ای فعّال و ذهنی تحلیل‌گر داشته باشد.
یوگایی که در حال حاضر بیش از سایر اقسام یوگا در میان مردم جهان و ایران رواج دارد، قسم پنجم یوگا یا همان راجا یوگا است که پاتاجلی در کتاب «یوگا سوترا» آن را مدوّن نمود.


فهرست منابع:
* مطالب نوشته شده پیرامون اقسام مختلف یوگا، جمع‌بندی‌ای است که از این منابع صورت گرفته است: فونتانا، دیوید؛ روان‌شناسی، دین و معنیت، ترجمه الف.ساوار، تهران: نشر ادیان، 1385، صص 124-139. و سیّد، سیّده آسیه و سالاری، عزیز الله؛ مقاله «ارزیابی مکتب یوگا در ترازوی قرآن، برهان و عرفان»، فصلنامه مطالعات قرآن، شماره 18، تابستان 1393، صص 109-111. و صادقی شهپر، علی؛ مقاله «اخلاقیات سلوک عرفان یوگایی»، دو فصلنامه اخلاق وحیانی، بهار و تابستان 1393، صص 149-151.




طبقه بندی: شناخت عرفان های نوظهور، 
خاستگاه جغرافیایی عرفان‌های نوظهور
ارسال در تاریخ دوشنبه 27 دی 1395 توسط بسیج اسلام
براساس دسته بندی بر مبنای جغرافیا، می‌توان عرفان‌های نوظهور را با توجّه به «منشأ و یا مکان شکل‌گیری و پیدایش» به شش دسته اصلی تقسیم نمود

 

 
یکی از مسائل بسیار مهمّی که در مقدّمه پژوهش پیرامون عرفان‌های نوظهور مطرح می‌شود، بحث از دسته‌بندی این عرفان‌ها است. این مسئله از آن جهت اهمیّت دارد که علاوه بر مشخّص کردن خاستگاه نخستین و مکان پیدایش و شکل‌گیری عرفان‌های نوظهور، به بررسی هر یک از این عرفان‌ها نیز نظم خاصّی داده و وجوه تشابه آن‌ها را بیش از پیش روشن می‌کند.
پژوهشگران در دسته‌‌بندی عرفان‌های نوظهور از شیوه‌های مختلف و متفاوتی استفاده کرده‌اند. که یکی از کارآمدترین این روش‌ها، استفاده از مدل جغرافیایی در تقسیم عرفان‌های نوظهور است. براساس این مدل، عرفان‌های نوظهور را با توجّه به «منشأ و یا مکان شکل‌گیری و پیدایش» می‌توان به شش دسته تقسیم نمود:
1. عرفان‌های هندی
یکی از مهمترین سرزمین‌هایی که از گذشته‌های دور تا کنون مرکز پیدایش عرفان‌های مختلف بوده است، سرزمین هند است. آیین‌ها و عرفان‌های به وجود آمده در این سرزمین را با توجّه به دوره پیدایش هر یک از آن‌ها می‌توان به دو دسته کلّی تقسیم کرد:
- آیین‌های باستانی که شامل «ودا»، «برهمن یا هندوئیسم»، «جین»، «بودا» و «تنتره» می‌شود.
- آیین‌های نوظهور که «یوگا»، «اشو»، «سای‌بابا»، «رام الله»، «کریشنا»، «یوگاناندا» و «دالایی‌لاما» را می‌توان به عنوان مهمترین آن‌ها نام برد.
2. عرفان‌های امریکایی
دومین محدوده پیدایش عرفان‌های کاذب را می‌توان در قارّه آمریکا و به خصوص در آمریکای جنوبی و کشور مکزیک دانست؛ در طول تاریخ، عرفان‌های متعدد و متنوّعی در این قارّه پدید آمد که بسیاری از آن‌ها نوظهور بوده و تنها تعداد کمی از آن‌ها جزو عرفان‌های قدیمی محسوب می‌شوند.
از میان عرفان‌های پدید آمده در قارّه امریکا می‌توان از «عرفان سرخ‌پوستی (شامل تولتک، سو و عرفان ساحری)»، «اکنکار» و «پائولو کوئیلو» به عنوان مهمترین آن‌ها نام برد که عرفان سرخ‌پوستی نسبت به اکنکار و پائولوکوئیلو قدمت بیشتری دارد.
3. عرفان‌های نشأت گرفته از آیین مسیحیّت
عرفان‌های نشأت گرفته از آیین مسیحیّت را با توجّه به دو جریانی که در زمینه تجربه عرفانی در میان بزرگان مسیحیّت وجود دارد، می‌توان به دو گروه تقسیم کرد:
- گروه نخست عرفان‌های خدا محور که در آن‌ها خداوند به عنوان وجودی متمایز از انسان معرّفی شده که با محبّت و عشق می‌توان به او رسید. این عرفان توسّط «آگوستین قدّیس» در میان مسیحیان رواج یافت.
- گروه دوّم عرفان‌هایی که مسیح محور بوده و پیروان آن خداوند، لطف و حضرت مسیح (ع) را یکسان می‌دانند. این عرفان نیز برای اوّلین بار توسّط «پولس قدّیس» در میان مسیحیان مطرح شد.
4. عرفان نشأت گرفته از آیین یهود
عرفان یهود که در زبان فارسی از آن با عنوان «عرفان قبّاله»، «عرفان قبالا» و «آیین کابالا» یاد می‌گردد، در واقع شبه عرفانی است که از ترکیب دیگر عرفان‌ها و آیین‌ها، همچون عرفان‌های مسیحیّت و یوگا و آیین زردتشتی به وجود آمده است. از همین روست که بسیاری از محقّقین بر این باور هستند که یهود اساساً عرفان ندارد.
5. عرفان‌های چینی
آیین ذن، مجموعه عرفان‌هایی است که خاستگاه آن‌ها کشور چین بوده است. تائوئیسم و کنفوسیوس را می‌توان به عنوان برجسته‌ترین عرفان‌های چینی دانست. البتّه افکار چینیان از این دو عرفان فراتر رفته است؛ به گونه‌ای که در برهه‌ای از زمان بودیسم سراسر چین را فرا گرفت و غلبه کمونیست بر این کشور، موجب به وجود آمدن تغییرات مهمّی در عرفان‌های چینی شد.
6. فراعلم و فراروانشناسی
از دیگر مواردی که به عنوان یکی از دسته‌های عرفان‌های نوظهور مطرح می‌شود، فراعلم و فرا روان‌شناسی است. فراعلم و فرا روان‌شناسی، شاخه‌ای از علم و روان‌شناسی است که در آن به مطالعه پدیده علمی و روان‌شناسی به ظاهر ماوراء الطبیعه پرداخته می‌شود. بسیاری از عرفان‌هایی که در حال حاضر از آرامش درون سخن گفته یا مدّعی ارتباط با موجودات فرا زمینی و ارواح هستند را می‌توان در همین گروه قرار داد.


فهرست منابع:
1.    برای آگاهی بیشتر پیرامون مدل‌ها و شیوه‌های مختلف دسته‌بندی عرفان‌های نوظهور ر.ک: اردشیری لاجیمی، حسن؛ سراب معنویّت (گزارشی تحلیلی از فعالیت جریان‌های معنویت‌گرای نوظهور)، (قم: اداره کلّ پژوهش‌های اسلامی، 1394، چاپ اوّل)، ص 31.
2.    این تقسیم‌بندی برای نخستین بار از سوی دکتر محمّد تقی فعّالی ارائه شده است (ر.ک: فعّالی، محمّد تقی؛ آفتاب و سایه‌ها، تهران، عابد، 1390، چاپ نهم).




طبقه بندی: شناخت عرفان های نوظهور، 
عرفان‌های نو ظهور، از حقیقت تا واقعیت
ارسال در تاریخ دوشنبه 27 دی 1395 توسط بسیج اسلام
«عرفان‌های نوظهور»، منش‌ها و روش‌های به ظاهر دینی‌ای است و رهبران هر یک از آن‌ها، مدعی اکتشاف رموز این عالَم هستند.

 

یکی از مسائل بسیار مهمّی که از دهه‌های اخیر در میان مردم تمامی دنیا، به خصوص در میان مردم کشور ما مطرح شده و صرف نظر از سن، شغل، میزان تحصیلات و میزان درآمد افراد، تمامی اشخاص را به نوعی درگیر خود کرده است، مسئله عرفان‌های نوظهور است.

پیش از ورود به مسائل مربوط به موضوع «عرفان‌های نوظهور»، لازم است پیرامون مفهوم این عبارت توضیحاتی مختصر ارائه گردد. اصطلاح «عرفان‌های نوظهور» عبارتی مرکّب و متشکّل از دو کلمه «عرفان» و «نوظهور» است که با توجّه به روشن بودن معنای «نوظهور»، به تبیین مفهوم «عرفان» می‌پردازیم. «عرفان» در لغت به معنای «شناختن، بازشناختن، معرفت، وقوف به رموز چیزی است و در مقابل علم سطحی و قشری قرار می‌گیرد». از مفهوم لغوی «عرفان»، می‌توان دریافت که مراد از این اصطلاح، «پی بُردن به رموز عالَم است». با عنایت به اینکه آگاهی از رموز عالَم به شناسایی منشأ این رموز ختم می‌شود، می‌توان گفت که عرفان راستین با خداشناسی پیوندی ناگسستنی دارد. از همین روست که عموم مردم بر این باور هستند که عرفان مسیری کوتاه و میانبُر برای رسیدن به خداست.

با در نظر گرفتن توضیحاتی که در مورد مفهوم «عرفان» ارائه گردید، می‌توان دریافت مراد از عبارت «عرفان‌های نوظهور»، منش‌ها و روش‌های به ظاهر دینی‌ای است که در چند دهه اخیر رشد چشمگیری یافته و رهبران هر یک از آن‌ها، می‌کوشند تا به نوعی پرده از رموز این عالَم بردارند. البتّه این عبارت بدین معنا نیست که تمامی این عرفان‌ها در یافتن رموز عالَم موفّق هستند، بلکه بدین معناست که مؤسسین آن‌ها حداقل ادّعای انجام چنین عملی را دارند.
 نکته دیگری که در مورد اصطلاح «عرفان‌های نوظهور» وجود دارد، آن است که سابقه پیدایش برخی از عرفان‌هایی که در گروه عرفان‌های نوظهور قرار می‌گیرند، به قرن‌ها پیش باز می‌گردد؛ از میان این عرفان‌ها، می‌توان به «یوگا» اشاره نمود که براساس ادّعای بزرگان این عرفان، در حدود سال 300 قبل از میلاد پدید آمده است. با توجّه به این نکته باید گفت مراد پژوهشگران و محقّقین از کلمه «نوظهور» در عبارت «عرفان‌های نوظهور» این نیست که تمامی این عرفان‌ها در چند دهه اخیر پدید آمده‌اند؛ بلکه مراد این است که این عرفان‌ها در چند دهه اخیر رشد چشمگیری  داشته‌اند و از همین رو، عنوان «نوظهور» به آن‌ها نسبت داده شده است.

برخی از محقّقین، به جای استفاده از اصطلاح «عرفان‌های نوظهور» از اصطلاحاتی از قبیل «عرفان‌های کاذب»، «معنویت‌های نوظهور»، «جنبش‌های نوپدید معنوی»، «جنبش‌های معنوی نوین»، «فرقه‌های نوظهور» و «فِرَقِ ضالّه» استفاده می‌کنند


فهرست منابع:
1.    معین، محمّد؛ فرهنگ لغت، (تهران: امیرکبیر، 1364، چاپ هفتم)، ج 2، ص 2294.
2.    ر.ک: ب.ک.س آین‌گار؛ درخت یوگا (جهان‌بینی و فلسفه یوگا)، ترجمه سیّد رضا جمالیان و منوچهر البرزی، (تهران: انتشارات جمال الحق، تابستان 1370، چاپ اوّل)، ص 9.



طبقه بندی: شناخت عرفان های نوظهور، 
مفهوم‌شناسی اصطلاح یوگا
ارسال در تاریخ دوشنبه 27 دی 1395 توسط بسیج اسلام
آنچه که یوگا به دنبال آن است، پایان بخشدن و متوقّف ساختن تمامی فعّالیت‌ها و شناخت‌های ذهنی انسان یا همان از کار انداختن کامل ذهن و فکر است

همانطور که در گذشته بیان شد، بنابر عبارات افرادی چون «پی‌دی شارما»، «ب.ک.س آین‌گار» و «ارنست وود» که جزو بزرگان یوگا به حساب می‌آیند، یوگا ماهیّتی عرفان گونه دارد و افرادی که آن را صرفاً یک ریاضت جسمانی می‌دانند، انسان‌هایی هستند که به ژرف‌نای یوگا نفوذ نکرده و از حقیقت آن بی‌خبرند.
پس از آگاهی نسبت به ماهیّت و چیستی یوگا و اثبات این مطلب که یوگا نوعی عرفان بوده و ورزش نیست، نوبت به بررسی مفهوم «یوگا» می‌رسد. بررسی مفهوم یوگا از آن جهت اهمیّت دارد که موجب آشنایی بیشتر با ماهیّت حقیقی یوگا می‌شود.
یوگا (yoga) کلمه‌ای سانسکریت و از ریشه «یوج» (yuj) بوده و در لغت به معنای «پیوستن، مهار کردن، جفت کردن، یوغ زدن و تمرکز بر یک نقطه و مراقبه» است. در آیین هند، واژه یوگا عموماً برای هر شیوه زاهدانه‌ای بکار می‌رود که موجب جدایی فرد از عالَم دنیا و اتّصال وی به عوالم بالاتر می‌گردد.
در مورد تعریف اصطلاحی این عرفان باید گفت یوگا را می‌توان آیینی دانست که به «توقّف‌ نوسان‌های روانی» منجر می‌شود. این نوسان‌ها، تمامی کارکردهای ذهنی ما همچون تجربه‌های حسّی، استدلال‌های عقلی، خطاهای شناختی، رؤیاها، خواب عمیق و خاطرات را در بر می‌گیرد. به نظر «پاتانجالی» یا همان «پتنجلی» که نگارنده «یوگا سوتره» است، این گونه حالات موجب به وجود آمدن رنج در انسان شده و از همین رو، باید آن‌ها را فرو نشاند. هدف یوگا به جای «رشد حالات‌ آگاهی» و «کمک به فّعالیت‌های ذهنی و فکری انسان»، ممانعت از بروز چنین حالاتی به وسیله ارتقای «قناعت ماندگار درونی» و «قرار دادن ذهن در یک حالت خلأ و خلسه» است.
با توجّه به این توضیحات می‌توان دریافت که بر خلاف تصوّر عامّه و ادّعای برخی از بزرگان یوگا، اصطلاح یوگا به معنای ارتباط و پیوند میان نفس انسان و خدا نیست؛ بلکه آنچه که یوگا به دنبال آن است، پایان بخشدن و متوقّف ساختن تمامی فعّالیت‌ها و شناخت‌های ذهنی انسان یا همان از کار انداختن کامل ذهن و فکر است نه ارتباط انسان با خدا.
ناگفته نماند برخی از محقّقین بر این باور هستند که با توجّه به دستور زبان فارسی، صحیح‌تر آن است که به جای اصطلاح «یوگا» از «یُگَه» استفاده کنیم.

فهرست منابع:
1. الیاده، میرچا؛ مقاله «یوگا»، ترجمه احمد شاکرنژاد، مجله هفت آسمان، شماره 36، زمستان 1386، ص 98.  
2. کارت، جریمی و کینگ، ریچارد؛ مقاله نیوگا و غرب: گرفتار آمدن در دام دکارتی»، ترجمه جواد طاهری، مجله سیاحت غرب، شماره 116، فروردین 1392، ص 98.
3. چادرا چاترجی، ساتیش و موهان داتا، درینا؛ معرّفی مکتب‌های فلسفی هند، ترجمه دکتر فرناز ناظرزاده کرمانی، قم: انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، 1384، ص 556.
4. صادقی شهپر، علی؛ مقاله «اخلاقیات سلوک عرفان یوگایی»، مجله اخلاق وحیانی، سال دوم، شماره 6، بهار و تابستان 1393، ص 145.

 





طبقه بندی: شناخت عرفان های نوظهور، 
حقیقت یوگا
ارسال در تاریخ یکشنبه 19 دی 1395 توسط بسیج اسلام
چرا مبّلغین یوگا تلاش می‌کنند تا آن را نوعی ورزش معرّفی کنند؟

 

یکی از مهمترین عرفان‌هایی که در جریان نخستین سال‌های پیروزی انقلاب اسلامی به ایران وارد شد، عرفان «یوگا» است که در گروه «عرفان‌های هندی» قرار دارد.

نخستین و مهمترین سؤالی که در اوّلین مواجه با یوگا در میان اشخاص مطرح می‌گردد، سؤال در مورد ماهیّت یا چیستی آن، یا به عبارت ساده‌تر این سؤال است که «آیا یوگا نوعی ورزش محسوب می‌شود؟». برای یافتن پاسخ این سؤال و به منظور جلوگیری از هر گونه پیش داوری، بهتر است به عباراتی که از سوی بزرگان این عرفان بیان شده است، مراجعه شود؛
- پی‌دی‌ شارما، یکی از اساتید برجسته یوگا در کتاب «یوگای پیشرفته» پیرامون ماهیّت یوگا این گونه آورده است: «یوگا وسیله‌ای برای دستیابی به خودآگاهی است». (1)

- ب.ک.س آین‌گار در کتاب «درخت یوگا؛ جهان‌بینی و فلسفه یوگا» در توضیح پیرامون چیستی یوگا آورده است: «موضوع مطالعه ما یوگا است، راهی که فرهنگ و معرفت را به جسم و حواس ما می‌آموزد. فکر را پاک کرده و به هوش و آگاهی ما تربیت و تزکیه اعطاء می‌کند و به روح ما که هسته آفرینش است، آرامش و آسایش می‌دهد. متأسفانه بسیاری از انسان‌هایی که ژرف‌نای یوگا نفوذ نکرده و به کاوش نپرداخته‌اند، این طریقت روحانی در راستای خودشناسی را صرفاً یک ریاضت جسمانی تلقّی می‌کنند. ولی یوگا چیزهایی بیشتر از یک طریقت و تربیت جسمانی است. یوگا به سلول‌ها، فکر، شعور و روح آدمی مربوط گردیده و تمام جنبه‌های حیاتی را در بر می‌گیرد»(2).  

- ارنست وود در کتاب «یوگا» در تعریف یوگا آورده است: «یوگا یک شیوه کامل و یکپارچه زندگی است که همه ابعاد مادّی، ذهنی، اخلاقی و روحانی وجود انسان را در بر می‌گیرد».(3)

این عبارات به صراحت مشخّص می‌کند که یوگا عرفانی است که وجود برخی از فعّالیت‌های به ظاهر ورزشی در آن، موجب شده است که به اشتباه در میان افکار عمومی جامعه نوعی ورزش تلقّی شود. با این حال، در ادامه توضیحاتی پیرامون طریقت یوگا یا همان مراحل هشتگانه این عرفان ارائه می‌شود تا ماهیّت حقیقی یوگا و دلیل ورزش تلقّی شدن آن بیشتر مشخّص شود.

«طریقت هشتگانه یوگا عبارتند از: رعایت اصول اخلاقی یا مسائلی از قبیل صداقت و پرهیز از دزدی و محدودیّت در عمل جنسی و دوری از کسب مال و ثروت‌اندوزی (یاما)، خودسازی و پاک شدن از طریق رعایت شرایط خاصی که در یوگا به ریاضت معروف شده است (نیاما)، ایجاد نظم در تنفّس به وسیله انجام حرکاتی شبیه به ورزش (آسانا یا پرامانیاما)، منع لذّات و آزادسازی فکر از پلیدی‌ها (پراتیاهارا)، استحکام بخشیدن به فکر و تمرکز (دهارانا)، مراقبه یا مجاهده (دیانا= دهیانا= مدی تیشن)، وصل به معبود یا مقصود (سامادی= صمدهی= سامادهی ».(4)
با توجّه به این عبارات می‌توان دریافت که مروّجین یوگا با آغاز آموزش‌های خود از مرحله سوم یا همان آسانا و قرار دادن آموزش مرحله اوّل و مرحله دوّم همزمان و در کنار این مرحله، شرایطی را فراهم کرده‌اند که موجب شده است مردم چنین بپندارند که یوگا نوعی ورزش بوده و در گروه عرفان‌های نوظهور قرار نمی‌گیرد.

حال این سؤال مطرح می‌شود که چرا بسیاری از مبلّغین یوگا از این عرفان با عنوان نوعی ورزش سخن گفته و ماهیّت حقیقی آن را از عموم مردم پنهان می‌دارند؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت عوامل مختلفی وجود دارد که موجب سرزدن چنین اقدامی از سوی مبلّغان یوگا می‌شود که از میان آن‌ها، می‌توان به موارد ذیل به عنوان مهمترین این عوامل اشاره نمود:
1. ورزش در میان اقشار مختلف جامعه و به خصوص جوانان طرفداران قابل توجّهی دارد. همین مسئله موجب می‌شود که مبلّغان یوگا به منظور جذب جوانان به افکار و عقاید خود، از یوگا به عنوان نوعی ورزش یاد کنند.
2. یکی از مهمترین مسائلی که موجب گرایش مردم به عرفان‌های نوظهور می‌شود، نیاز انسان به آرامش است. نیاز انسان به آرامش جزو یکی از مهمترین نیازهای انسان محسوب شده و در سعادت یا گمراهی او تأثیرات قابل توجّهی دارد. سرکردگان عرفان‌های نوظهور که به این نیاز واقف هستند، آن را دستمایه‌ای برای جذب مردم به عقاید خود قرار داده‌اند. این مسئله در میان مؤسسان یوگا نیز مورد توجّه قرار گرفته است؛ در یوگا تلاش می‌شود تا از طریق انجام برخی حرکات، انسان‌ها به آرامش ظاهری دست یابند.
3. در صورتیکه مبلّغین یوگا در همان ابتدای امر به مردم اعلام کنند که یوگا نوعی عرفان است، بسیاری از مردم نسبت به سخنان و جلسات آنان واکنش نشان داده و از پیوستن به آن‌ها و شرکت در جلسات یوگا خودداری کرده و مبلغین این عرفان نخواهند توانست پیروانی را برای عقاید باطل خود پیدا کنند. فلذا یکی از مهمترین علل ورزش نامیده شدن یوگا از سوی مبلّغان آن، جلوگیری از برانگیخته شدن واکنش‌های اوّلیه به یوگا است.
4. یکی دیگر از اهداف مبلّغان یوگا برای جذب مردم و راه‌اندازی کلاس‌های آموزشی در میان آن‌ها، کسب ثروت از طریق این کلاس‌ها برای خود و بزرگان یوگا در ایران است. در توضیح پیرامون این مطلب باید گفت بسیاری از برگزار کنندگان کلاس‌های یوگا برای هر دوره دو الی سه ماهه این کلاس‌ها، مبالغ قابل توجّهی را از متقاضیان دریافت می‌کنند که مقداری از آن صرف هزینه اجاره محلّ تدریس و دستمزد استاد شده و مقدار دیگری از آن به اساتید بالادستی یا به عبارت بهتر، به بزرگان این عرفان در ایران اختصاص می‌یابد تا در جهت ترویج و پشتیبانی از این عرفان در ایران مورد استفاده قرار گیرد.

فهرست منابع:
1.    پی دی شارما؛ یوگای پیشرفته، ترجمه رضا رامز و سیّد عبدالحمید موحّدی نائینی، (تهران: انتشارات ثالث، 1392، چاپ اوّل)، ص 19.
2.    ب.ک.س آین‌گار؛ درخت یوگا (جهان‌بینی و فلسفه یوگا)، ترجمه سیّد رضا جمالیان و منوچهر البرزی، (تهران: انتشارات جمال الحق، تابستان 1370، چاپ اوّل)، ص 16.
3.    وود، ارنست؛ یوگا، ترجمه محمّد حسین وقار، (تهران: انتشارات اطّلاعات، 1383، چاپ اوّل)، ص 6.
4.    پی دی شارما؛ پیشین، ص 19. و وود، ارنست؛ پیشین، ص 10.




طبقه بندی: شناخت عرفان های نوظهور، 
تبیین ابعاد حماسه ۹ دی و عبرت آموزی از فتنه
ارسال در تاریخ چهارشنبه 8 دی 1395 توسط بسیج اسلام

خنثی سازی فتنه‌ای به بزرگی و عمق فتنه ۸۸ ، که با برنامه‌ریزی مدون چند ده ساله دشمنان اصلی انقلاب اسلامی، پشتیبانی رسانه‌ای و اطلاعاتی و حمایت مالی و میدانی از فتنه‌گران در کف خیابان های تهران روی داد و به برخی شهرهای بزرگ تسری یافت،‌ به مدد عواملی بزرگ تر از مولفه ها و مقوم‌های فتنه‌گری و فتنه‌گران میسر شد و الا چنین فتنه‌ای از ظرفیت و مایه‌های لازم برای به چالش کشیدن قدرتمندترین واحد سیاسی دنیا نیز برخوردار بود.

بدون شک، اقتدار نظام اسلامی در برخورد با فتنه و توان مدیریتی و هدایتی امام خامنه ای در کنار حضور میلیونی و زمان شناسانه مردم مومن، بصیر و مسلمان ایران در تظاهرات ۹ دی سال ۱۳۸۸ که در طول سه دهه تاریخ انقلاب بی‌نظیر بود، پس از تاییدات غیبی و نصرت الهی از عوامل اصلی خنثی سازی فتنه ۸۸ بود؛ همان مولفه های قدرتی که همواره از بدو پیروزی انقلاب تا رساندن نظام اسلامی به جایگاه منطقه ای و جهانی امروز در تار و پود کشور و مردم ما وجود داشته است.

امروز که از آن سال ها فاصله گرفته ایم، نسل جدید در مدارس نیاز دارد با امانت داری در تاریخ به بازخوانی این مقطع مهم بپردازد. این ضرورت زمانی بیشتر خودش را نشان می دهد که بدانیم جریانات طرفدار فتنه در آستانه انتخابات اسفند ماه جاری بار دیگر در صدد احیای جریان فتنه و صحبت از برداشتن حصر سران فتنه و حتی اعطای مجوز برای حضور در انتخابات می کنند.

به نظر می رسد اساتید، مربیان و معلمان محترم باید با زبانی اقناعی و استدلالی به شرح وقایع پرداخته، در روند جامعه پذیری انقلابی و اسلامی نسل آینده نقش تاریخی خود را مثل همیشه به خوبی ایفا نمایند. از این رو، اشاره اجمالی به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم، ‌زمینه ها و زوایای آشکار و پنهان فتنه، هتک حرمت طرفداران جریان فتنه به عاشورا و مقدسات دینی، روشنگری های امام خامنه ای در نماز جمعه پس از انتخابات و دیگر مناسبت های مختلف و … می تواند به فهم موضوع کمک نماید.

۱)- فتنه ۸۸ ؛ زمینه‌ها و اهداف شکل‌گیری

آنچه فتنه سال ۸۸ در تاریخ ایران نامیده می شود، مربوط به حوادث ناگوار اعم از شورش ها و اغتشاشات پس از اعلام نتیجه انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری است که برخی از کاندیداهای انتخابات با رد نتیجه و متهم کردن مسئولان به تقلب و تخلف در انتخابات، زمینه های شورش های داخلی و امیدواری دشمنان قسم خورده خارجی مانند آمریکا را فراهم کردند و حدود هشت ماه هر اقدامی که توانستند انجام دادند تا نظام اسلامی را وادار به عقب نشینی از موضع قانونی خود نمایند. بررسی اظهارات مقامات خارجی و سران فتنه و همچنین اسناد رسانه ای و غیره نشان می دهد که فتنه ۸۸ از قبل توسط اتاق های فکر و سازمان های جاسوسی غربی اعم از آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی طراحی شده بود. امام خامنه ای یکسال بعد از فتنه در بیاناتی فرمودند که غرب برای فتنه ۸۸ ده تا پانزده سال برنامه ریزی کرده بود. بر این اساس، معظم له جرم بزرگ فتنه گران را شکستن حریم قانونی کشور و ندیدن دست های فتنه گر دشمنان خارجی و بازی در زمینی که توسط دشمن طراحی شده بود می دانند. امام خامنه ای در مقابل اصرار فتنه گران به ابطال انتخابات و برخی به اصطلاح دلسوزان نظام که می خواستند قضیه را بدون مشخص شدن ابعاد مختلف آن فیصله بدهند، در تدبیری در نماز جمعه تاریخی ۲۹/۳/۸۸ تهران فرمودند:« بنده زیر بار بدعت های غیر قانونی نخواهم رفت. امروز اگر چهار چوب های قانونی شکسته شد، در آینده هیچ انتخاباتی دیگر مصونیت نخواهد داشت .

بالاخره در هر انتخاباتی بعضی برنده اند، بعضی برنده نیستند؛ هیچ انتخاباتی دیگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونیت پیدا نخواهد کرد». بنابراین، به طور خلاصه می توان گفت فتنه۸۸ در تقاطع راهبردی مشترک جریان بیگانه، ضد انقلاب و قدرت طلبان و نیروهای انحرافی و شبه‌سکولار داخلی پدید آمد و این مثلث شوم به صورت تاکتیکی در آتش‌افروزی به نفع فتنه، دست یاری به یکدیگر دادند. البته زمینه های دیگری نیز در شکل دادن به فتنه۸۸ وجود داشت که می توان به اجمال به آنها به شرح زیر اشاره کرد:

۱- اصالت یافتن قدرت در بین خواص و جریانات سیاسی

۲- القاء تقلب با تشکیل کمیته صیانت از آراء

۳- القای پیروزی قبل از شمارش آراء

۴- دو قطبی کردن جامعه با استفاده از علائم رنگی

۵- فراخوان برای شورش

۶- قانون شکنی و اصرار بر ابطال انتخابات

۷- قرائت انحرافی از جمهوریت و اسلامیت فتنه ۸۸ بر اساس سناریوی از پیش برنامه ریزی شده بود که در اجرای آن عوامل و جریان‌های مختلفی نقش آفرینی کردند.

مهمترین گروه‌های دخیل در این سناریو را می توان در قالب زیر نام برد:

۱- بازیگران خارجی شامل آمریکایی ها و برخی کشورهای غربی به عنوان طراح، حمایتگر مالی، رسانه ای و فکری

۲- بازیگران داخلی شامل دو تن از کاندیداهای شکست خورده، معاندان و مخالفان انقلاب اسلامی به عنوان گروه پشتیبانی کننده، جریان ضدانقلاب و اپوزیسیون، اراذل و اوباش، منافقین و خانواده معدومین،

۲-) خسارات فتنه ۸۸ برای نظام و مردم

قطعاً فتنه ۸۸ خسارات مادی، معنوی و حیثیتی زیادی برای نظام و کشورمان چه در داخل و چه در سطح بین‌الملل به همراه داشته است. فتنه‌ای که اگر انجام نمی‌شد، شیرینی حضور ۴۰ میلیونی مردم و آرای بالای رئیس‌جمهور منتخب در آن می‌توانست ضمن افزایش مشروعیت مردمی جمهوری اسلامی، باعث استحکام بیشتر کشور و نظام در همه زمینه‌ها، چه در داخل و چه در خارج، شود و نظام می‌توانست به پشتوانه این انتخابات بزرگ، در جوامع بین‌المللی از موضعی قدرتمندتر در پیگیری خواسته‌هایش، اقدام کند؛ اما این فتنه، همانگونه که اشاره شد، ضمن اینکه ذائقه مردم و دلسوزان انقلاب را تلخ کرد، باعث تحمیل خسارات زیادی اعم از سیاسی، اقتصادی، مادی و معنوی برای کشورمان در داخل و خارج شد؛ خساراتی که تبعات و پیامدهای آن هنوز هم برای کشور ادامه دارد که به اجمال، به برخی از این خسارات اشاره میشود.

۱- تشویش اذهان عمومی و ایجاد شکاف در بین مردم؛

۲- امیدواری دشمنان نظام به برخی جریانات داخلی؛

۳- خسارات مالی و مادی فتنه؛

۴- تخریب چهره نهادها، شخصیت‌ها و مراکز قانونی نظام؛

۵- بازی با حیثیت نظام در خارج از کشور؛

۶- افزایش امید دشمن به بی ثبات سازی سیاسی و براندازی در ایران

۷- افزایش فشارها و تشدید تحریم ها

۸- باج‌خواهی در پرونده هسته‌ای ایران

۳-) چرایی وقوع و ویژگی های حماسه نهم دی

حرکت انقلابی مردم در ۹ دی سال ۸۸ که پایانی بر ۸ ماه فتنه و عبور کشور از یک بحران سرنوشت ساز به حساب می‌آید، واکنش فراگیر و ملی و انقلابی مردم ایران بود که به صورت خودجوش به کف خیابانها آمدند و نقطه پایانی بر تلاش غرب و عوامل داخلی آنها جهت براندازی نظام در بستر دمکراسی یا همان فتنه بزرگ یا انقلاب رنگی سال ۸۸ گذاشتند. این حرکت هماهنگ شده و یک حرکت روتین و رسمی با اعلام قبلی نبود و مختصات و ویژگی‌های حماسی داشت که می توان به برخی از آنها اشاره کرد. در ادامه مطلب



ادامه مطلب
طبقه بندی: علمدار بصیرت،  بیداری اسلامی، 
فیلم یتیم خانه ایران روایتی از جنایت فراموش شده انگلیس
ارسال در تاریخ جمعه 26 آذر 1395 توسط بسیج اسلام
غرب بر ماجرای هولوکاست غوغا کرده هولوکاستی که آماری درست ودقیق از تلفات آن نیست اما به راستی هولوکاست واقعی کدام است .
هولوکاست واقعی در ایران بود که ۴۰درصد از مردم سرزمینمان به دلیل سیاست های غرب ازجمله انگلیس کشته شدند(بیش از ۱۰ میلیون نفر.!)
به گمانم تصاویر زیر حقیقت را روشن کند از فاجعه قحطی در ایران تا دیگر غرب هولوکاست یهودی هارا بزرگ نکند چراکه ما مظلوم ترین بودیم در فاجعه قحطی و...

هولوکاست حقیقی در ایران:
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻭﻗﺎﯾﻊ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺁﻣﯿﺰ ﻭ ﺑﯽ ﻧﻈﯿﺮﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭﺍﻗﻊﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻃﺮﺯ ﺷﮕﻔﺖ ﺁﻭﺭﯼ ﺩﺭ ﺍﺩﻭﺍﺭ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﭘﻬﻠﻮﯼﺗﺎ ﺣﺎﻝ ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﺩﻭﻟﺘﻬﺎﯼ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﻭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺍﺯ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺣﺬﻑﻭ ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺁﻥ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﻧﺸﺪﻩ ، ﻓﺎﺟﻌﻪ ﻗﺤﻄﯽ ﺳﺎﻟﻬﺎﯼ( 1917-1919 ﻡ‏) ﻣﻘﺎﺭﻥ ﺑﺎ ‏( 1296-1298 ﻫﺠﺮﯼ ﺷﻤﺴﯽ‏ﺍﺳﺖ، ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﻪ ﻭﻗﻮﻉ ﻣﯽ ﭘﯿﻮﻧﺪﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺗﺎﻭﺍﻥ ﺁﻥﺑﯿﺶ ﺍﺯ 10 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﮐﺎﻡ ﻣﺮﮒ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ.ﻗﺤﻄﯽ، ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ ﮐﻪ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﻧﻈﺎﻣﯿﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﯿﭻ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﺮﺍﯼﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺎ ﻗﺤﻄﯽ ﻭ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻧﮑﺮﺩﻧﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﻋﻤﻠﮑﺮﺩﺷﺎﻥ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﺭﺍ ﻭﺧﯿﻢ ﺗﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺳﺒﺐ ﻣﺮﮒ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻫﺎ ﻧﻔﺮ ﻣﯽﺷﻮﺩ. ﺩﺭﺳﺖ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﻗﺤﻄﯽ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ ، ﺍﺭﺗﺶ ﺑﺮﯾﺘﺎﻧﯿﺎ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﻘﺎﺩﯾﺮ ﻋﻈﯿﻤﯽ ﻏﻠﻪ ﻭ ﻣﻮﺍﺩﻏﺬﺍﯾﯽ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻫﻢ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺷﺪﯾﺪ ﻗﯿﻤﺖﻣﻮﺍﺩ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﺭﺍ ﺳﺒﺐ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻭ ﻫﻢ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺁﺫﻭﻗﻪﻣﺤﺮﻭﻡ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ. ﺟﺎﻟﺐﺗﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻫﺎ ﺣﺘﯽ ﻣﺎﻧﻊ ﻭﺍﺭﺩﺍﺕﻣﻮﺍﺩ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﺍﺯ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ، ﻫﻨﺪ ﻭ ﺑﯿﻦ ﺍﻟﻨﻬﺮﯾﻦ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ .
ﺑﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻗﺤﻄﯽ، ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻫﺎ ﺍﺯ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﭘﻮﻝﺩﺭﺁﻣﺪﻫﺎﯼ ﻧﻔﺘﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺘﻨﮑﺎﻑ ﻭﺭﺯﯾﺪﻧﺪ.ﻣﺮﺩﻡ ﻧﮕﻮﻥ ﺑﺨﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻗﺮﺑﺎﻧﯿﺎﻥ ﺑﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﺟﻨﮓﺟﻬﺎﻧﯽ ﺍﻭﻝ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ . ﺍﻣﺎ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺗﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺁﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺧﻮﺍﻧﯽ ﺁﻥ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻭ ﮐﺸﻒ ﺣﻘﺎﯾﻘﯽ ﮐﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺑﺮﻭﺯ
ﺁﻥ ﺷﺪ، ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ.ﺩﺍﻧﺎﻫﻮ ﺍﻓﺴﺮ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﻩﺳﯿﺎﺳﯽ ﺁﻥ ﺩﻭﻟﺖ ﺩﺭ ﻏﺮﺏ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻟﻬﺎﯼ 1918 ﻭ 1919
ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻗﺤﻄﯽ ﺩﺭﻏﺮﺏ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ :

(( ﺍﺟﺴﺎﺩ ﭼﺮﻭﮐﯿﺪﻩ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻥ، ﭘﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻌﺎﺑﺮ ﻋﻤﻮﻣﯽﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﻧﺪ . ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥ ﭼﺮﻭﮐﯿﺪﻩ ﺁﻧﺎﻥ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﻣﺸﺘﯽ ﻋﻠﻒ
ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﯾﺎ ﺭﯾﺸﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺰﺍﺭﻉ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ؛ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻋﻠﻔﻬﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺭﻧﺞ ﻧﺎﺷﯽ ﺍﺯﻗﺤﻄﯽ ﻭ ﻣﺮﮒ ﺭﺍ ﺗﺎﺏ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ . ﺩﺭ ﺟﺎﯾﯽ ﺩﯾﮕﺮ، ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪ ﺍﯼ ﺑﺎﭼﺸﻤﺎﻥ ﮔﻮﺩ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺷﺒﺎﻫﺖ ﭼﻨﺪﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥﻧﺪﺍﺷﺖ،ﭼﻬﺎﺭ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﺭﻭﯼ ﺟﺎﺩﻩ ﺟﻠﻮﯼ ﺧﻮﺩﺭﻭﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﺰﺩﯾﮏﻣﯽ ﺷﺪ ﻣﯽ ﺧﺰﯾﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﯼ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺑﺎﺍﺷﺎﺭﺍﺗﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﻘﻤﻪ ﻧﺎﻧﯽ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ...". ‏))

ﻃﺒﻖ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ، ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1914 ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ 20 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥﻧﻔﺮ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1919 ﺑﻪ 11 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻧﻔﺮ ﮐﺎﻫﺶ ﯾﺎﻓﺖ ،ﯾﻌﻨﯽ ﺣﺪﻭﺩ ﺩﻩ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﻭ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼﻫﺎﯼ ﻧﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﮐﻤﺒﻮﺩ ﻣﻮﺍﺩ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﻭ ﺳﻮﺀﺗﻐﺬﯾﻪ ﻣﺮﺩﻧﺪ . ﭼﻬﻞﺩﺭﺻﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻃﯽ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﻗﻠﻊ ﻭ ﻗﻤﻊ ﻭ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺷﺪﻧﺪﻭ 36 ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﯾﻌﻨﯽ ﺳﺎﻝ 1956 ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﻣﺠﺪﺩﺍﺑﻪ ﺟﻤﻌﯿﺖ 20 ﻣﯿﻠﯿﻮﻧﯽ ﺳﺎﻝ 1914 ﺑﺮﺳﺪ .ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ 1917 ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻭﺭﻩ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻣﺠﻠﺲ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﺷﺪ،ﺭﻭﺷﻦ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ، ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ﭼﻬﺎﺭ ﺻﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1920 ﻡ ﺑﻪ 200 ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﮐﺎﻫﺶ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ .

( ﻣﻨﺒﻊ : ﮐﺘﺎﺏ ﻗﺤﻄﯽ ﺑﺰﺭﮒ , ﻣﺤﻤﺪﻗﻠﯽ ﻣﺠﺪ , ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻣﺤﻤﺪ ﮐﺮﯾﻤﯽ ,
ﻣﺆﺳﺴﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﻭ ﭘﮋﻭﻫﺸﻬﺎﯼ ﺳﯿﺎﺳﯽ)

حال فیلم یتیم خانه ایران با وجود کم کاری ها ، اعتراضات سفارت بریتانیا خبیث ، مخالفت های افراد به اصطلاح روشنفکر با اکران این فیلم و ... خدا شکر مورد بازدید وسیعی قرار گرفته تا جنایت انگلیسی ها را راویت کند و حقایق را روشن سازد.


بر هم خوردن معادلات لیبرالیستی
ارسال در تاریخ دوشنبه 8 آذر 1395 توسط بسیج اسلام
در موسم اربعین  200 میلیون وعده غذایی تهیه می‌شود که همه از محل خیرین حاصل می‌شود.

 

حدود سه دهه از نظریه جنجالی فوکویاما مبنی بر پایان تاریخ گذشته است وی در سال 1992 کتابی با عنوان پایان تاریخ و آخرین انسان به رشته تحریر درآورد و در مقدمه‌اش این‌گونه نوشت:
" من استدلال می‌کنم که لیبرال دموکراسی می‌تواند نقطه پایان تکامل ایدئولوژیک بشر را بینان گذارد و شکل نهایی حکومت انسان باشد و به معنی پایان تاریخ است"
در این دیدگاه انواع مناسبات اجتماعی و روابط انسانی تابع مقاصد و منافع فردی است که ازاین‌رو مناسبات و روابط معنا و مفهوم ابزاری می‌یابند و تأمین منافع فردی در پرتو آزادی صورت می‌گیرد.

این نظریه شهروندان را به فردگرایی دعوت می‌کند و فضیلت خودخواهی را به آنان می‌آموزد.
در این تئوری یوتیلیتاریالیسم یا فلسفه سود خواهی هویدا می‌شود.
هابز از نظریه‌پردازان لیبرال دموکراسی معتقد است محرک‌های رفتارهای انسان منفعت شخص است.
هلوتیوس فلسفه اخلاق سودجویی را مطرح می‌کند و این‌گونه می‌گوید که محرک رفتار انسان میل به لذت و اجتناب از درد است.
اصل بنیادین این دیدگاه انسان را موجودی خردمند دانسته که با توجه به عقل خویش نیازی به هیچ نیروی بیرون از خود برای رسیدن به اهدافش نداشته و ندارد.

اگر هر کس منفعت شخصی خویش را خودخواهانه و با عقل خود جستجو کند سرانجام رفاه همگان تأمین می‎گردد.
اسپینوزا درجایی می‌گوید نیک همان چیز است که متضمن نفع  ماست. ژان بدن و به‌طورکلی لیبرال‎ها معتقدند حاکمیت نه از آن خدا که اساساً و بالاصاله از آن بشر است و به مخالفت با هر نوع اندیشه دینی در خصوص حاکمیت سیاسی می‎پردازند.
این گوشه‎ای از آراء و نظرات تئوریسین‎های دنیاست. ما در جهانی زندگی می‎کنیم که این ایده‎ها بر آن حکومت می‎کند و آن را بالاترین حد از شناخت انسان و بالاترین نوع تفکر می‎دانند. شکل نهایی حکومت انسانی برای دهکده جهانی را این‌گونه رقم می‎زنند و تکلیف تمام شهروندان را با اصالت سود و منفعت روشن می‎کنند.
آیا این گزاره‎ها در همه جای دنیا و در تمامی روابط انسان‌ها صدق می‌کند؟!

به این آمار دقت کنید:
•    در سال 2013 صد میلیون نفر طی مدت 2 ماه خودشان را به کنار رودخانه گنگ رساندند و این  مراسم را انجام دادند. البته بیشترین اجتماع در شهر الله‌آباد هند انجام می‌شود . این مراسم هر چهار سال یک‌بار اجرا می‌شود .در این مراسم، هندوها خود را در آب رودخانه گنگ شستشو می‌دهند با این باور که آب این رودخانه گناهان را می‌شوید. بر اساس اسطوره‌های هندو، در کومبه میلا پیروزی خدایان بر اهریمنان جشن گرفته می‌شود.
•    در سال 2015 اجتماع سه میلیون شیعه در مشهد ایران که در لحظه تحویل سال گرد هم می‎آیند.
•    اجتماع حج تمتع با رقمی نزدیک به 3 میلیون نفر را می‌توان به‌عنوان سومین اجتماع بزرگ بشری شناخت که همه‌ساله در عربستان و در شهر مکه برگزار می‌شود.

در نگاه اول آنچه خودنمایی می‌کند  این است که  انگیزه‌های معنوی و خداجویانه انسان‎ها، آن‌ها در محلی جمع می‌کند.
آنچه تحیر انسان را بیشتر می‌کند و تمام قواعد مادی را زیر پا می‌گذارد و تمدن انسانی که ساخته‌وپرداخته این ذهن بشری می‌باشد را زیر سؤال می‌برد و چه‌بسا گویا جهان را آماده تمدنی نوین کرده است راهپیمایی 20 میلیونی مردمانی به سمت عراق است.
باید کمی دقت در اخبار روزانه به این نتیجه می‎رسیم که این روزها نام عراق مصادف است با داعش و سربریدن و خشونت
کشور جنگ‎زده و فقیری که در آنجا نه خبری از ساختمان‎های سر به فلک کشیده و نه معماری‎های مدرن شگفت‌انگیز و نه هتل‌های گران‌قیمت و پنج ستاره!!!
در چنین کشوری با شرایط فوق، مردمی سه روز پیاده به سمت یکی از شهرهای عراق حرکت می‎کنند و نه دغدغه‌ای برای خواب دارند و نه نگرانی لقمه نانی برای خوردن.
در این دنیای تاریک که روشنفکران آن، مردم را، راحت‌طلبانی سود جود معنا کرده‌اند، این زائران، سه شبانه‌روز کدام راحتی و سود را معنا کرده‎اند که این‌گونه آواره بیابان‎ها شده‎اند؟!!!

دوباره به این اعداد و ارقام توجه بفرمایید:
•    20 میلیون انسان بزرگ‌ترین گردهمایی سالانه را رقم می‎زنند.
•    200 میلیون وعده غذایی تهیه می‌شود که همه از محل خیرین حاصل می‌شود. درحالی‌که تا قبل از این واقعه بزرگ‌ترین وعده غذایی مربوط به زلزله «هائیتی» می‌شد که وزارت دفاع آمریکا 40 میلیون غذا تهیه‌کرده بود.
•    طولانی‌ترین و بزرگ‌ترین سفره غذا در جهان که بزرگ‌ترین تعداد داوطلبان در یک مکان را به خود اختصاص داده است.
•    هزاران چادر که آشپزخانه‌های موقت هستند توسط روستائیان منطقه در کنار مسیر زائران برپا می‌شوند.  گردانندگان موکب‌ها(چادرها) جلوی زائران را می‌گیرند با آن‌ها راه می‌روند و از آن‌ها خواهش می‌کنند که دعوتشان را بپذیرند و از خدمات ویژه آن‌ها بهره ببرند که یکی از این خدمات ویژه، ماساژ دادن بدن زائران است.
و شگفت‌انگیزترین بخش ماجرا رایگان بودن تمام این اتفاقات است.

در این تاریکی‎ دنیا، این زائران به دنبال چه نوری هستند که این‌گونه معادلات دنیا را به هم زده‎اند؟ آن‌ها در این بیابان‌ها زن و مرد پیر و جوان عرب و عجم مسلمان و مسیحی و زردشتی شیعه و سنی با سختی و مشقت پای پیاده کدام سود و منفعت را جویا شده‎اند؟!
آنانی که خان و مان خویش را فروخته‎اند تا گردنانی در اختیار زائران قرار دهند راهی کدام نورند؟
گویا در گوشه‌ای از دنیای امروز سردمدار، اقلیتی، بزرگ‌ترین وقایع جهان را رقم‌زده‌اند و نگرشی نوین به جهان ارائه داده‌اند که در آن نه منفعت نه راحتی و نه آزادی و نه برهنگی معنا ندارد.
این زائران در ناامن‌ترین جای جهان دست‌به‌دست هم به‌سوی چه نیرویی رهسپارند که تئوریسین‌های جهان را به‌غلط واداشته‌اند؟
«حسین‌ابن‌علی»
نوری که هرگز خاموش نمی‌شود نوری که بعد از 1400 سال تاروپود همه تفکرات شبانه‌روزی بزرگ‌ترین اندیشمندان جهان را از همه شکافته است مردمی که برای رسیدن به حسین‌ابن‌علی از منفعت خود گذشته‌اند و دنیا تشنه این تمدن است.


دستور حضرت زهرا سلام الله علیها به عالم اهل سنت حنفی
ارسال در تاریخ جمعه 7 آبان 1395 توسط بسیج اسلام
دست بر سینه نهاده همه تعظیم کنید/ مادری دست به پهلو به حرم می‌آید

 

در منابع مختلفی از اهل سنت، گریه و عزاداری بر سید و سالار شهیدان، امری است که بزرگان این مذهب، به آن تاکید داشته‎اند. در این میان، برخی از احادیث و روایات و یا مکاشفاتی که منتسب به حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها به دلیل جایگاه رفیع این بانوی بزرگوار در میان مسلمانان، از اهمیت خاصی برخوردار است..
در این مقاله، به دو روایت به نقل از کتب برادران اهل سنت از مکاشفاتی که در آن حضرت زهرا سلام الله علیها به عزاداری بر فرزند شهیدشان سفارش می‎کنند اشاره می‎نماییم.

در بخشی از کتاب نشوار المحاضرة وأخبار المذاكرة آمده است:
....پدرم برایم نقل كرد كه روزی ابوالحسن كاتب (كرخی) بر ما وارد شد و گفت آیا در بغداد فردی به نام ابن اصدق می‎شناسید؟ در آن جلسه كسی غیر از من او را نمی‎شناخت، گفتم من او را می‎شناسم چه شده كه پیرامون او پرس و جو می‎كنی؟ ابوالحسن گفت : ابن اصدق چه كاری انجام می‎دهد؟ گفتم برای (امام) حسین علیه السلام نوحه خوانی می‎كند. در این هنگام ابوالحسن كرخی گریه كرد و گفت نزد من پیره‎زنی است كه پرورش من از كودكی به عهده او بوده ، وی از اهالی كرخ جدان است و زبانش از سخن گفتن با زبان عربی ناتوان است و نمی‎تواند یك كلمه عربی را به درستی بیان كند چه رسد به اینكه بخواهد شعری روایت كند ... نیمه‎های شب بیدار شد، محل خوابش نزدیك به محل خواب من است، فریاد زد ای ابوالحسن به نزد من بیا! گفتم چه شده؟ پیش او رفتم دیدم می‎لرزد،‌ گفتم چه اتفاقی برایت افتاده؟ گفت در خواب دیدم گویا در مقابل یكی از دوازه‎های كرخ هستم، اتاق تمیزی را دیدم كه (دیوارهایش) سفید و اندكی قرمز بود، درب آن باز بود و زنان دم درب ایستاده‎بودند، به آن‎ها گفتم چه كسی از دنیا رفته ؟ چه خبر است؟ آنها به داخل اتاق اشاره كردند، وارد شدم دیدم اتاقی در نهایت زیبایی است و در وسط آن بانویی جوان هستند كه نیكوتر و زیباتر از ایشان ندیده‎بودم، لباس زیبای سفید رنگی كه بلند بود به تن داشت و روی آن نیز روپوشی (شنل) كه فوق العاده سفید رنگ، پوشیده بود، در دامانش سر بریده‎ای بود كه خون از آن می‎جوشید.

عرضه داشتم شما چه كسی هستید؟ فرمود با تو كاری ندارم، من فاطمه دختر رسول خدا هستم و این سر فرزندم حسین (علیه السلام) است؛ از طرف من به ابن اصدق بگو این شعر را به عنوان نوحه (برای حسینم) بخواند. فرزند من مریض نبود (بر اثر بیماری از دنیا نرفت) این را سؤال كنید و قبل از این واقعه نیز بیمار نبود.

ابوالحسن به من گفت ای ابوالقاسم حال كه ابن‎اصدق را می‎شناسی، امانتداری كن و این خبر را به ابن اصدق برسان؛ من گفتم به خاطر امر سرور بانوان (به روی چشم) اطاعت می‎كنم. ابوالقاسم تنوخی در ادامه می‎گوید: این داستان در ماه شعبان بود ، مردم زمانی كه می‎خواستند به زیارت امام حسین علیه السلام بروند از حنبلی‎ها به شدت آزار می‎دیدند ، من آنقدر تلاش كردم كه بالاخره توانستم خودم را در شب نیمه شعبان به حائر حسینی برسانم. جویای ابن اصدق شدم تا اینكه او را دیدم. به او گفتم حضرت فاطمه سلام الله علیها به تو امر نموده‎اند كه قصیده‎ای را كه در آن بیت مذكور را به عنوان نوحه (برای امام حسین علیه السلام) بخوانی:
به ابن اصدق گفتم من قبل از این ماجرا این قصیده را بلد نبودم. حال ابن اصدق دگرگون شد. قضیه خواب را برای او و حاضران در جلسه به طور كامل نقل كردم، همگی به شدت گریه كردند و تمام شب با همین قصیده نوحه‎سرایی كردند. اول این قصیده این بیت است:
ای دو چشم اشك ببارید     و به شدت گریه كنید و خشك نشوید.
ابن العدیم می نویسد:
ابو الحسن كرخی از بزرگترین اصحاب ابوحنیفه است. (1)
در ادامه ی این روایت خواندن روایت پایین از یاقوت حموی جالب است:

خالع گفت در سال 346 من خردسال بودم، با پدرم به مجلس كبوذی محدث كه در مسجدی بین بازار كتاب فروشها و زرگرها منعقد مى‎شد، رفتیم، مجلس پر بود ، ناگهان مردى از راه رسید : قبائى پر وصله به تن داشت ، در یك دست مشك آب و انبان غذا و به دست دیگرش چوبدستى بود، با صدای بلند سلام كرد و گفت: من فرستاده فاطمه زهرا سلام الله علیها هستم. گفتند: خوش آمدى و او را گرامی داشتند. گفت: مى‎توانید احمد مزوق نوحه خوان را به من معرفى كنید ؟ گفتند : آرى همین است كه اینجا نشسته. گفت: خاتونم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را در خواب دیدم ، فرمود : راهى بغداد شو و احمد را بجوی و به او بگو كه برای فرزندم (حسین علیه السلام ) با شعر (علی بن عبدالله بن وصیف) ناشى نوحه سرائى كند ،

آنجا كه مى گوید:  
اى زادگان احمد! جگرم در ماتم شما از هم گسیخت آنچه در این ماتم بر دل من رسید، در مورد هیچ كسی شنیده نشده
 ناشى در آن مجلس حاضر بود، محكم به صورت خود زد، و به دنبال او احمد مزوق و سایرین همه لطمه بر صورت نواخته ، گریه را سر دادند. از همه بیشتر ناشى و بعد از او مزوق متأثر شده‎بودند ، بعد با این قصیده نوحه سرائى كردند تا ظهر شد و مجلس تمام شد و مردم پراكنده شدند. هر چه كوشش كردند كه آن مسافر از راه رسیده ، هدیه‎ای قبول كند، قبول نكرد. گفت: بخدا سوگند اگر تمام دنیا را به من بدهند ، نخواهم‎گرفت ، روا نمى‎دانم كه پیغام‎آور حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها باشم و در مقابل آن پول بگیرم ، فرستاده حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها رفت و چیزى نپذیرفت .(2)
جالب است نویسنده کتاب معجم الأدباء یاقوت حموی است که او را به دلیل نشست و برخواست با خوارج و نواصب، دارای عقاید ضدیت و دشمنی با امیرالمومنین دانسته اند.

در پایان باید گفت بر هر مرام و مسلکی که هستیم بر سر بریده مظلوم عطشان خون گریه میکنیم و در دفاع از برادران اهلسنتمان در برابر وهابیون سینه سپر کرده نخواهیم گذاشت برکت و فیض اشک و گریه و ناله بر اباعبدالله را از آنان بگیرند که گریه بر سبط مظلوم و عطشان رسول الله نه فقط برای انسان است که تمام عالمیان در این ماتم عزادارند.



فهرست منابع:
1-    نشوار المحاضرة وأخبار المذاكرة ، ج1 ، صص 396-397؛ بغیة الطلب فی تاریخ حلب، ج 6 ، صص 2654-265
2-    معجم الأدباء ، ج 4 ، صص 149-150.


زمان بر امتحان من و تو می‌گردد ...
ارسال در تاریخ دوشنبه 12 مهر 1395 توسط بسیج اسلام
عاشورا رخ داد تا ما بفهمیم شرط ظهور قائم این است که به انتظارش ایستاد و در راهش ایستادگی کرد نه این‎که گوشه‎ای ساکن و بی تحرک نشست و تنها نظاره‎گر بود

 
زمان بر امتحان من و تو می‌گردد تا ببیند که چون «صدای هل من ناصر» امام عشق برخیزد چه می‌کنیم.
(شهید مرتضی آوینی/ کتاب گنجینه آسمانی/صفحه 62)

با نو شدن هلال ماه قمری، دفتر تاریخ، دوباره از نو ورق می¬خورد و محرّم دیگری را برای ما زنده می¬کند تا صدای "هیهات من الذله"ی امام حسین(علیه¬السلام) را به گوش عالم برساند و همه بینند هنوز نسل برپاکنندگان عاشورا بر سر این دنیا، سایۀ فتنه و ذلت خود را  گسترانده¬اند و بر گلوی جهان پا گذاشته¬اند تا شهد شیرین عدالت از گلویش پایین نرود.

محرّم با آمدنش مسئولیت تمام منتظران منجی را سنگین می¬کند؛ چراکه این ماه با مقولۀ موعود عجین است و رنگ و بوی مهدوی دارد؛ و در جریان ظهور حضرت، نقش اساسی ایفا می¬کند. قیام امام شهید، باید به دست آخرین سلالۀ عصمت، به سرانجام برسد و حُسن ختام این حماسۀ خدایی باید به دست حضرت بقیه‌الله باشد تا به جهان ثابت کند مظلومیت، جزو جدانشدنی اهل‌بیت به¬خصوص حضرت اباعبدالله الحسین(علیه¬السلام) است.

مظلوم دیروز، مظلوم امروز

مظلومیت در زندگی اهل‌بیت(علیهم¬السلام) موروثی است که در سرشتشان نهادینه‌شده است؛ و آن‌هم به این دلیل است که در سرتاسر زندگی¬شان بر تمام مصیبت‌های وارده صبر پیشه کردند و دم از شِکوه نزدند؛ و در مقابل ذات احدیت سر تسلیم فرود آوردند؛ ولی مظلومیت امام حسین(علیه¬السلام¬) به حدّ اعلی خودش رسیده است که همۀ تاریخ بر این امر، صحه می¬گذارند و کل کائنات، بیرق مظلومیتش را به اهتزاز درمی¬آورند و در عزایش محزون هستند؛ حتی امام زمان(عج) در وصف جد بزرگوار خود می-فرماید:"سلام بر آن کشتۀ مظلوم"، "سلام بر آن مظلوم بی‌یاور"1.


امام مهدی(عج) به¬عنوان هادی امت و مُصلح جهان، خود نیز مظلوم¬ترین فرد عالم است و به ما ثابت می-کند که این ویژگی فقط برای امام سال61 (ه.ق) نیست؛ بلکه در سال 1438(ه.ق) هم حسینی دیگر وجود دارد که مظلومیتش بیشتر است زیرا زرق‌وبرق دنیا باعث شده است کمتر کسی به این موضوع فکر می-کند که جهان، صاحب¬الامر حقیقی خود را گم‌کرده است؛

اما تقدیر الهی بر این قرارگرفته است که عاشورا تنها یک‎بار آن‌هم در سال 61 هجری به وقوع بپیوندد تا خداوند به‌تمامی مردم جهان در هر عصر و تاریخ مخصوصا شیعیان نشان دهد تنها گذاشتن امام معصوم نتیجه جز به خاک و خون کشیده شدن او و وقوع بزرگ‎ترین جنایت کائنات را ندارد.
عاشورا رخ داد و امام حسین(ع) و یاران با وفای ایشان به فجیع‎ترین شکل ممکن به شهادت رسیدند تا این پیام را به ما مردمان آخرالزمان برسانند که:
«شرط ظهور قائم این است که به انتظارش ایستاد و در راهش ایستادگی کرد نه این‎که گوشه‎ای ساکن و بی تحرک نشست و تنها نظاره‎گر بود.»
امام حسین(ع) به شهادت رسید تا به ما منتظران بگوید:

«بیش از این‌که شما در انتظار منجی موعود باشید این امامتان است که در انتظار یاری شماست و این شمایید که با رفتار خود زمینه‎ساز ظهور و پیروزی نهایی حق خواهید بود.»

 اهمیت نقش منتظران حضرت بقیه‌الله الاعظم(عج) در زمینه‎سازی ظهور به¬گونه¬ای است که حضرت سید الشهداء در توصیه‎ای در عالم مکاشفه به یکی از علمای قم فرمودند:"مهدی ما در عصر خودش مظلوم است، تا می¬توانید دربارۀ مهدی(علیه¬السلام) سخن بگویید و قلم‌فرسایی کنید، آنچه که دربارۀ شخصیت این معصوم بگویید دربارۀ همۀ معصومین(علیهم¬السلام) گفته¬اید؛ چون حضرات معصومین همه در عصمت، ولایت و امامت یکی هستند  و چون عصر، عصر حضرت مهدی(علیه¬السلام) است سزاوار است که دربارۀ او مطالب گفته شود"؛ و در خاتمه فرمودند:"باز تأکید می¬کنم دربارۀ مهدی ما زیاد سخن بگویید و بنویسید، مهدی ما مظلوم است، بیش ازآنچه نوشته و گفته‌شده باید درباره¬اش نوشت و سخن گفت".(1)

و باز امام حسین(علیه¬السلام) در حدیثی دیگر با تأکید بر لزوم مقاومت و پایداری منتظران منجی در برابر فتنه‎های آخرالزمان و پاداش این مقاومت می¬فرماید:"دوازده هدایت‌کننده از ماست و نخستین آن‌ها امیرالمؤمنین(علیه¬السلام) و آخرین آن‌ها نهمین فرزند من است. او امامی است که برای حق قیام می¬کند. خدا توسط او زمین را پس‌ازآنکه مرده باشد، زنده می¬کند. دین با او آشکار می¬شود و آیین حق توسط او در سراسر جهان تحقق می¬یابد؛ گرچه خوشایند مشرکین نباشد. او را غیبتی است طولانی، گروهی به شک و تردید می¬افتند و گروهی دین‌دار، استوار و ثابت‌قدم می¬مانند. شک داران، ثابت‌قدمان را آزار می-رسانند و به آن‌ها می¬گویند: «اگر شما راست‌گو هستید، روز موعود کی فرامی‌رسد؟» و آنان که در زمان غیبت بر آزار و تکذیب شک داران، صابر و بردبار باشند همانند مجاهدانی هستند که در پیشگاه رسول‌الله(صل الله علیه و آله وسلم) جهاد می¬کنند".(2)

در پایان باید گفت رابطه میان امام حسین، منتظران موعود و امام زمانشان، رابطه عمیق و درهم‌تنیده‌ای است که می‎توان در این حدیث از امام عصر خلاصه کرد:

«من برای مؤمنی که مصیبت جد شهیدم را یادآور شود و سپس برای تعجیل فرج و تأیید من دعا نماید دعا می‎کنم»(3)
باشد که دعای پایان گریه‎ها و عزاداری‎های هرروز و هر شبمان این ذکر باشد:

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
ان‎شاءالله



فهرست منابع
1.    صحیفۀ مهدیه، ص 51
2.    کمال¬الدین، ج 1، ص 317/ عیون الاخبار، ج 1، ص 18/ بحار الانوار، ج 51، ص 133
3.    مکیال المکارم فى فوائد الدعاء للقائم


به مناسبت هفته دفاع مقدس ، وصیت نامه شهید همت
ارسال در تاریخ دوشنبه 5 مهر 1395 توسط بسیج اسلام

 شهید حاج محمد ابراهیم همت در دومین وصیت نامه بجامانده از خود نوشته است: خویشتن را در قفس محبوس می بینم و می خواهم از قفس به در آیم.سیمهای خاردار مانعند.من از دنیای ظاهر فریب مادیات و همه آنچه كه از خدا بازم می دارد متنفرم.

اولین وصیت نامه شهید همت:

به تاریخ 19/10/59 شمسی ساعت 10:10 شب چند سطری وصیت نامه می نویسم : هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غم‌زده غرق ستاره است ، مادر جان می دانی تو را بسیاردوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت.مادر، جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی می کشد و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند و شاید قرنها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است. مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده من بوده و هست.

اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهید برایم دعا کنند تا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد ؛ مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهای سازش کار و بی تفاوت و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گویند بسیارند. ای کاش به خود می آمدند. از طرف من به جوانان بگوئید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخیزید و اسلام را و خود را دریابید نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی شود نه شرقی - نه غربی؛ اسلامی که : اسلامی ... ای کاش ملتهای تحت فشار مثلث زور و زر و تزویر به خود می آمدند و آنها نیز پوزه استکبار را بر خاک می مالیدند.

مادر جان، جامعه ما انقلاب کرده و چندین سال طول می کشد تا بتواند کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بیرون ببرد ولی روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را می شناختند و نه باریش زحمت و رنجی متحمل شده اند از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد .

 پدر و مادر ؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم علی وار زیستن و علی وار شهید شدن, حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم شهادت در قاموس اسلام كاری‌ترین ضربات را بر پیكر ظلم، جور،شرك و الحاد می‌زند و خواهد زد. ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است ولی چاره ای نیست اینها سد راه انقلاب اسلامیند ؛ پس سد راه اسلام باید برداشته شودند تا راه تکامل طی شود مادر جان به خدا قسم اگر گریه کنی و به خاطر من گریه کنی اصلا از تو راضی نخواهم بود. زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار ( اللهم ارزقنی توفیق الشهادة فی سبیلک) .
و السلام؛

محمد ابراهیم همت  


دومین وصیت نامه شهید همت:

به نام خدا
نامی كه هرگز از وجودم دور نیست و پیوسته با یادش آرزوی وصالش را در سر داشتم.
سلام بر حسین(ع) سالار شهیدان اسوه و اسطوره بشریت.
مادر گرامی و همسر مهربانم پدر و برادران عزیزم!

درود خدا بر شما باد كه هرگز مانع حركتم در راه خدا نشدید.چقدر شماها صبورید.خودتان می دانید كه من چقدر به شهیدان عشق می ورزیدم غنچه هایی كه(كبوترانی كه)همیشه در حال پرواز به سوی ملكوت اعلایند.الگو و اسوه هایی كه معتقد به دادن جان برای گرفتن بقا (بقا و حیات ابدی)و نزدیكی با خدای چرا كه «ان الله اشتری من المومنین».

من نیز در پوست خود نمی گنجم.گمشده ای دارم و خویشتن را در قفس محبوس می بینم و می خواهم از قفس به در آیم.سیمهای خاردار مانعند.من از دنیای ظاهر فریب مادیات و همه آنچه كه از خدا بازم می دارد متنفرم(هوای نفس شیطان درون و خالص نشدن)
در طول جنگ برادرانی كه در عملیات شهید می شدند از قبل سیمایشان روحانی و نورانی می شد و هر بی طرفی احساس می كرد كه نوبت شهادت آن برادر فرا رسیده است.

عزیزانم!این بار دوم است كه وصیت نامه می نویسم ولی لیاقت ندارم و معلوم است كه هنوز در بند اسارتم هنوز خالص نشده ام و آلوده ام.
از شروع انقلاب در این راه افتادم و پس از پیروزی انقلاب نیز سپاه را پناهگاه خوبی برای مبارزه یافتم ابتدا در گیری با ضد انقلاب و خوانین در منطقه شهرضا (قمشه)و سمیرم سپس شركت در خوزستان و جریان كروهك ها در خرمشهر پس از آن سفر به سیستان و بلوچستان (چابهار و كنارك)و بعدا حركت به طرف كردستان دقیقا دو سال در كردستان هستم .مثل این است كه دیگر جنگ با من عجین شده است.
خداوند تا كنون لطف زیادی به این سراپا گنه كرده و توفیق مبارزه در راهش را نصیبم كرده است.اكنون من می روم با دنیایی انتظار انتظار وصال و رسیدن به معشوق.ای عزیزان من توجه كنید:

1-اگر خداوند فرزندی نصیبم كرد با اینكه نتوانستم در طول دورانی كه همسر انتخاب كردم حتی یك هفته خانه باشم دلم می خواهد او را علی وار تربیت كنید.

همسرم انسان فوق العاده ایست او صبور است و به زینب عشق می ورزد او از تربیت كردن صحیح فرزندم لذت خواهد برد چون راهش را پیدا كرده است .اگر پسر به دنیا آورد اسم او را مهدی و اگر دختر به دنیا آورد اسم او را مریم بگذارید.چون همسرم از این اسم خوشش می آید.

2-امام مظهر صفا پاكی و خلوص و دریایی از معرفت است .فرامین او را مو به مو اجرا كنید تا خداوند از شما راضی باشد زیرا او ولی فقیه است و در نزد خدا ارزش والایی دارد.

3-هر چه پول دارم اول بدهی مكه مرا به پیگیری سپاه تهران (ستاد مركزی)بدهید و بقیه را همسرم هر طور خواست خرج كند.

4-ملت ما ملت معجزه گر قرن است و من سفارشم به ملت تداوم بخشیدن به راه شهیدان و استعانت به درگاه خداوند است تا این انقلاب را به انقلاب حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وصل نماید و در این تلاش پیگیر مسلما نصر خدا شامل حال مومنین است.

5-از مادر و همه فامیل و همسرم اگر به خاطر من بی تابی كنند راضی نیستم.مرا به خدا بسپارید و صبور و شجاع باشید.

حقیر حاج همت 


روز بیست وچهارم ذی الحجّه روز مباهله
ارسال در تاریخ دوشنبه 5 مهر 1395 توسط بسیج اسلام
مباهله در اصل از «بَهل» به معنی رها کردن و برداشتن قید و بند از چیزی است. اما مباهله به معنای لعنت کردن یکدیگر و نفرین کردن است. کیفیت مباهله به این گونه است که افرادی که درباره مسئله مذهبی مهمی گفتگو دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغ گو را رسوا سازد و مجازات کند.

 

شرح مختصر واقعه مباهله

مباهله پیامبر با مسیحیان نجران، در روز بیست وچهارم ذی الحجّه سال دهم هجری اتفاق افتاد. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم طی نامه ای ساکنان مسیحی نجران را به آیین اسلام دعوت کرد. مردم نجران که حاضر به پذیرفتن اسلام نبودند نمایندگان خود را به مدینه فرستادند و پیامبر آنان را به امر خدا به مباهله دعوت کرد. وقتی هیئت نمایندگان نجران، وارستگی پیامبر را مشاهده کردند، از مباهله خودداری کردند. ایشان خواستند تا پیامبر اجازه دهد تحت حکومت اسلامی در آیین خود باقی بمانند.

 

موقعیت جغرافیایی

بخش با صفای نجران، با هفتاد دهکده تابع خود، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع اسلام این نقطه، تنها نقطه مسیحی نشین حجاز بود که مردم آن به عللی از بت پرستی دست کشیده و به آیین مسیح علیه السلام گرویده بودند.

 

دعوت به اسلام

پیامبر اکرم، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم برای گزاردن رسالت خویش و ابلاغ پیام الهی، به بسیاری از ممالک و کشورها نامه نوشت یا نماینده فرستاد تا ندای حق پرستی و یکتاپرستی را به گوش جهانیان برساند. هم چنین نامه ای به اسقف نجران، «ابوحارثه»، نوشت و طی آن نامه ساکنان نجران را به آیین اسلام دعوت فرمود.

 

نامه حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم به اسقف نجران

مشروح نامه پیامبر به اسقف نجران چنین بود: «به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب. [این نامه ایست] از محمد، پیامبر خدا، به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را ستایش می کنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا فرا می خوانم. شما را دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند درآیید و اگر دعوت مرا نپذیرفتید باید به حکومت اسلامی مالیات (جزیه) بپردازید [تا در برابر این مبلغ، از جان و مال شما دفاع کند] و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود».

 

عکس العمل نجرانی ها

نمایندگان پیامبر که حامل نامه دعوت به اسلام از جانب پیامبر بودند، وارد نجران شدند و نامه را به اسقف نجران دادند. او نیز شورایی تشکیل داد و با آنان به مشورت پرداخت. یکی از آنان که به عقل و درایت مشهور بود گفت: «ما بارها از پیشوایان خود شنیده ایم که روزی منصب نبوت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل انتقال خواهد یافت و هیچ بعید نیست که محمد ـ که از اولاد اسماعیل است ـ همان پیامبر موعود باشد». بنابراین شورا نظر داد که گروهی به عنوان هیئت نمایندگان نجران به مدینه بروند تا از نزدیک با محمد صلی الله علیه و آله وسلم تماس گرفته، دلایل نبوت او را بررسی کنند.

 

گفتگوی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم با هیئت نجرانی

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در مذاکره ای که با هیئت نجرانی در مدینه به انجام رسانید آنان را به پرستش خدای واحد دعوت کرد. امّا آنان بر ادعای خود اصرار داشتند و دلیل الوهیت مسیح را، تولد عیسی علیه السلام بدون واسطه پدر می دانستند. در این هنگام فرشته وحی نازل شد و این سخن خدا را بر قلب پیامبر جاری ساخت: «به درستی که مَثَل عیسی نزد خداوند مانند آدم است که خدا او را از خاک آفرید». در این آیه، خداوند، با بیان شباهت تولد حضرت عیسی علیه السلام و حضرت آدم علیه السلام ، یادآوری می کند که آدم را با قدرت بی پایان خود، بدون این که دارای پدر و مادری باشد، از خاک آفرید و اگر نداشتن پدر گواه این باشد که مسیح فرزند خداست، پس حضرت آدم برای این منصب شایسته تر است؛ زیرا او نه پدر داشت و نه مادر. اما با وجود گفتن این دلیل، آنان قانع نشدند و خداوند به پیامبر خود، دستور مباهله داد تا حقیقت آشکار و دروغ گو رسوا شود.


ادامه مطلب

عصر ظهور افق بی‌کرانه‌ای است که بشر از تصور آن عاجز است، و نزولِ رحمت است آن‌گونه که انسانیت تاکنون تجربه نکرده است، و کمالِ تعالی و رشد است در گونه‌ای که هنوز عقل بشریت به آنجا نرسیده است. پس هر چه بگوییم دورنمایی از یک بهشت نادیده است که فقط شنیده‌ایم و ایمان آورده‌ایم، و هر تصوری در ذهن بپروریم چشم‌اندازی از سرسبز آرزوهاست که تا محقق نشود لذت آن قابل احساس نخواهد بود

غدیر از آغاز خلقت تا ظهور و تا قیامت
عالَم با غدیر آغازشده و با غدیر ادامه دارد و با غدیر پایان می‌یابد، که همان محبت و ولایت محمد و آل محمدعلیهم السلام است، و بر همین اساس مهم‌ترین رسالت پیامبران ابلاغ پیام غدیر بوده است.
ما معتقدیم غدیر استمرار حلقه پیوند انسان با آفریدگار است که از روز اول بدان نیاز داشته و تا قیامت این روند ادامه دارد. غدیر پاسخ به منجی گرایی بشریت و پاسخ به درخواست «اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیمَ» انسان است. درواقع انسان رهروِ راه کمال است با برنامه مدوّنِ الهی، که در غدیر تکمیل شد و پیشوای هدایتگر آن در غدیر معرفی گردید.

خداوند منّان سه تعبیر درباره بعثت و غدیر و ظهور در قرآن آورده که این روند را به‌خوبی ترسیم می‌نماید: بعثت را منت خود بر خلق شمرده و فرموده:« لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَی المؤمنینَ اِذ بَعَثَ فیهِم رَسولاً(1)»؛ و غدیر را کمال دین خود اعلام کرده و فرموده: «الیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم»(2)؛ و ظهور را تابشِ نور الهی به‌حساب آورده و فرموده: «وَ اَشرَقَتِ الاَرضُ بِنورِ ربِّها»(3)


این جریان از آغاز خلقت تا بعثت و از بعثت تا غدیر، مسیر خود را طی کرد تا به دوران بعد از پیامبر صلی‌الله علیه واله رسید.
غدیر، پشتوانه‌ای است که در زمان ظهور خود را نشان خواهد داد آنجا که فرموده: «کَتَبَ اللَّهُ َلاَغلِبَنَّ اَنَا وَ رُسُلی»(4)
اکنون باید گفت: ظهور انتهای تفصیلی صراط مستقیمِ غدیر و تجلّی کاملِ تعالیِ بشر است. اسلام بدون غدیر و غدیر بدون ظهور متجلی نمی‌شود. آن کمالِ اعلام‌شده در دین و آن نعمتِ به اوج رسیده در ولایت و آن مُهرِ رضایت رب در غدیر، جز با ظهور عملی نخواهد شد.

امام غدیر در روز ظهور آن پیشوای هدایتگری است که رسالت جهانیِ ختم نبوت را بر عهده دارد. آن برنامه مدون الهی در غدیر به دست او در روزگار ظهور متجلی می‌گردد. اوج پیوندِ انسان با آفریدگار در عصر ظهور خود را نشان خواهد
آن روز بهترین بهره‌برداری از جهان هستی به دست امامی آگاه از جزئیات جهانِ خلقت محقق می‌شود. آن روز موجب واجبات که امامت است معنای عملی خود را نشان می‌دهد. آن روز مردم می‌فهمند که دیرزمانی است پاسخ به درخواست «اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیمَ»(5) را دریافت کرده بودند، ولی بدان توجه نداشتند.
سقیفه مانع غدیر تا ایام ظهور

برنامه الهی غدیر که به همه بشریت تقدیم شد و هدیه پروردگار به بندگانش بود، ضربه هولناکی را از سوی سقیفه تجربه کرد، که بدبختی بلکه نگون‌بختی واقعی را برای انسان‌ها به ارمغان آورد. با جمله «حَسبُنا کِتابُ اللَّهِ»(6) که به معنای کنار گذاشتن امامِ تعیین‌شده از سوی خداوند بود، طعم شیرینِ غدیر دررسیدن به آرزوهای بشر در کامشان تلخ شد.
واقعیت آن است که مردم چاره‌ای جز بازگشت به‌سوی غدیر ندارند، و ظهور برای همین هدف است.
ظهور با پیام غدیر

امام زمان علیه‌السلام با پیام غدیر بپا می‌خیزد و با پیام غدیر حرکت می‌نماید و با پیام غدیر به پایان می‌رساند. دو آیه تبلیغ و اکمال در این آیه به ظهور می‌رسد که «لَیَستَخلِفَنَّهُم فِی الاَرض»(7) از همین‌جا معلوم می‌گردد که دستور ابلاغ غدیر تا قیامت، به معنای بقاء و ادامه راه انبیا تا روز ظهور و بعدازآن تا قیامت است.

در عصر ظهور معلوم خواهد شد که مردم چقدر نیاز به غدیر داشتند و چه چیزی را پشت پا انداختند. هم تکلیف غدیر با انسان‌ها و هم تکلیف انسان‌ها با غدیر، در آن روز روشن خواهد شد؛ و امام زمان علیه‌السلام مردم را متوجه فراموشی و از دست دادن غدیر می‌نماید.
همه این‌ها ازآنجاست که در غدیر وعده ظهور داده‌شده، و وعده‌های روز ظهور هم اعلام‌شده که تحقق آن حتمی خواهد بود. سیمای موعود در بیست فراز از خطبه غدیر ترسیم‌شده که در عصر ظهور تحقق خواهد یافت. در غدیر دو حکومت با یک محور طراحی شد: علوی و مهدوی؛ که مردم قدر اوّلی را ندانستند، اما دومی را با زمینه‌هایی که غدیر برای پی‌ریزی حکومت واحد جهانی بر اساس عدالت به دست حضرت مهدی علیه‌السلام آماده کرده درک خواهند کرد.
و چه به‌جاست که بگوییم: غدیر از زمان وقوع تا ظهور به‌صورت گفتمان بوده، و در زمان ظهور گذشته از گفتمان به‌صورت اجرایی و عملی تحقق می‌یابد.
آثار غدیر در ایام ظهور

روزگار ظهور میعادگاه منتظران غدیر است، که قرن‌ها به دست سقیفه در خاک سیاه نشسته‌اند و چشم به دوردست‌های ظهور دوخته‌اند. حتی آنان که رفته‌اند زنده می‌شوند و بازمی‌گردند تا از شهد شیرین غدیر با حضور صاحب آن لذت ببرند و این حق آن‌هاست. آنچه این انتظار را به اشتیاق رسانده، آن است که هیچ‌کس جز دورنمایی از عصر ظهورِ غدیر نشنیده است؛ و شنیدن کی بود مانند دیدن و زیستن در سایه‌سار امام غدیر!

در یک نگاه کلی می‌توان گفت، همه جهاتی که برای نجات و سعادت همه ملت‌ها از همه رنگ و نژاد و زبان و در هر زمان و مکانی لازم است، در غدیر نهفته و در عصر ظهور تجلّی تمام‌عیار می‌یابد. در تبیین این سعادتمندی، دل نوشته‌ها و ناگفته‌های بسیاری را می‌توان بر زبان آورد

1-     اگر بگوییم حیات مادی و معنوی بشر تأمین خواهد شد، گزاف نگفته‌ایم.

2-    اگر بگوییم بشر در تعالی و رشد به اوج می‌رسد و نهایت قابلیت‌های خود را نشان می‌دهد، درست گفته‌ایم.

3-    اگر بگوییم بشر صراط مستقیم را پیدا می‌کند و از آن به‌سوی اهداف الهی حرکت می‌کند و از هر انحرافی مصون خواهد بود، به‌جا گفته‌ایم.

4-    اگر تعبیر کنیم که اسلام که اساس همه ادیان الهی است، در کامل‌ترین صورت خود متجلی خواهد شد، بیراهه نرفته‌ایم.

5-    اگر ادعا کنیم که شر و ظلم و فتنه در همه گونه‌های آن رنگ می‌بازد، و قبل از بهشتِ آخرت در این دنیا بهشت برقرار می‌شود، و همه موجودات با امنیت تمام‌عیار زندگی می‌کنند، عین حقیقت را بر زبان آورده‌ایم.

6-    اگر بگوییم: عصر ظهور روزگاری است که خداوند از بندگانش راضی می‌شود و این رضایت نهایت مطلوب از بشر است، ادعای درستی است.

7-    اگر ادعا کنیم امام غدیر در عصر ظهور بهترین شیوه بهره‌برداری از جهان هستی را به همه نشان خواهد داد، درست گفته‌ایم.

8-    اگر بگوییم: با زعامت امام معصوم علیه‌السلام نورانیت زمین را فرامی‌گیرد، و جهان نورباران می‌شود و همه موجودات به این نورانیت افتخار خواهند کرد، سخن درستی است.

بر دل‌ها مانده تا عصر مهدوی که وعده پروردگار است تحقق یابد و همه زمین یکپارچه غدیر شود.

به امید آن روز...

فهرست منابع:
1-     آل عمران:164.
2-    مائده: 3.
3-    زمر:69
4-    مجادله:21.
5-    حمد:6.
6-    امالی شیخ مفید:ص36.
7-    نور:55.



طبقه بندی: ولایت امیرالمؤمنین علی (ع)، 
(تعداد کل صفحات:24)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

صفحه اول آرشیو مطالب پست الكترونیك
تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به جوانان انقلابی افسران ولایی می باشد.
_blank/div div class=mainbg